«مهمانیِ خدا»، همه حُسن‌اش به میزبانیِ سفره افطارست!

در این مهمانی با «رَبّنا»یِ شجریان، مهمانان رویِ سکویِ پرتاب آماده برای شیرجه زدن به سفره افطار می‌شوند و به محض اینکه اولین کلامِ اذان خوانده شد، دست‌ها با سرعتِ عجیبی به سمتِ خرما، زولبیا یا اطعمه‌ی شیرین می‌رود و اذان تمام نشده، مسابقه‌ی دویِ دست به طرفِ دهانِ با مانع انجام می‌شود.

 سفره‌ی افطار به طرزِ عجیبی کمتر از نیم ساعت قلع و قمع می‌شود و مهمانان که از سحر، منتظرِ چنین لحظه «معنوی» بودند؛ هیچ فقیرِ گرسنه‌ای را نمی‌توانند  یاد بیاورند از بس دَرونِ شکم، اطعمه شیرین و پر چربی ذخیره کرده‌اند.

 تا نیم ساعتی باید این مهمانان در مسابقه بعدی یعنی صرفِ شام شرکت کنند. معمولا شام تشکیل شده از پلو و خورش به همراه سالاد و مخلفات و آش نذریِ همسایه است. قدرتِ بَلعِ «مهمانانِ خدا» به طرز شگفت‌انگیزی بالاست در این ماهِ مهمانی به گونه‌ای بسیاری با نیتِ قربتِ الی لاغری به این مهمانی مشرف می‌شوند اما بعداز پایان ماه متوجه می‌شوند چند کیلو هم از قبل افزایشِ وزن پیدا کرده‌اند!

 اگر فقیری به دمِ درب بیاید برای تقاضایِ ظرفی غذا، اعضای شرکت کننده در سفره‌ی «مهمانیِ خدا»، توانِ حرکت ندارند و همگی دورِ سفره‌ی افطار به طرزِ عجیبی بیهوش شده‌اند.

 ظاهرا با روزه گرفتن، قرارست مهمانانِ گرسنه به یادِ فقیران بیفتند ولی هیچ فقیری به خود اجازه نمی‌دهد حتی اگر از گرسنگی هم بمیرد، به دَمِ دربِ «مهمانانِ خدا» به خصوص آغازاده‌ها، نو کیسه‌ها، مداحانِ حکومتی، آخوندهایِ فَربِه و سلبریتی‌هایِ جمهوری اسلامی برود.

این گروه‌هایِ خوش‌نشین بعد از شام، بساطِ مَنقَل و وُدکا پهن می‌کنند و در عالّمِ «ملکوت» بسر می‌برند و توانِ همدردی با فقرا را ندارند.

 مهمانانِ خدا که چند برابرِ ماه‌هایِ غیر مهمانی در اِشکمِ خود ذخیره‌سازی می‌کنند، از شوقِ خوردنِ مجددِ پلو و خورش آن هم قبل از طلوعِ خورشید ممکن است خواب‌شان نَبَرد.

تصور کنید با چشمانِ خواب‌آلود، خوردنِ زرشک پلو و مرغ یا باقلا پلو با ماهیچه، یا پلو و خورش قورمه‌سبزی یک تلاش مضاعف در حدِ دو ماراتُن می‌خواهد ولی «مهمانانِ خدا»، برای اینکه دلِ میزبانِ محترم را نشکنند، این کارِ «پر صواب» را انجام می‌دهند.

 دوباره با شکمی که دیگر جایِ سوزن انداختن نیست به خوابی کوتاه می‌روند تا صبح شود. یک عده با یک ساعت تاخیر دولتی و دهانی عطرآگین! سر کار می‌روند و یک عده در خانه می‌خوابند تا افطار شود.

 آنهایی که به مکان‌های ِ عمومی یا سرِ کار می‌روند در عین حالی که با یک تفاخُر به آنهایی که روزه نمی‌گیرند، نگاه می‌کنند، حسِّ ترحمِ دیگران را جلب می‌کنند که دارند از گرسنگی تَلف می شوند و منت سر همه می‌گذارند به خاطرِ «ریاضتی» که متحمل شده‌اند و از قدرتِ اراده خود در برابر اِمساک در برابر غذا داد سخن می‌گویند.

عده‌ای هم در اداره، دانشگاه یا مدرسه مترصذ ّمچ‌گیریِ «جنایتکارانی» می‌باشند که به دلایلی نخواسته یا نتوانسته‌اند روزه بگیرند. در خیابان‌ها هر حرکتِ «مشکوکِ» روزه‌خواری از چشمِ «مهمانانِ خدا»ی حکومتی دور نمی‌ماند و آنهایی که قبول نکرده‌اند به این مهمانیِ اجباری بروند به اَشدِّ مجازات در ملا عام تنبیه می‌شوند، خانم‌های کارمند، دانشجو و دانش‌آموز که به دلیلِ عادتِ ماهیانه، «شایسته» ارتباط با صاحبِ مهمانی نیستند باید سوراخ سُنبه‌ای پیدا کنند و نانِ خشکی به سَق بکشند تا موردِ سرکوفت وسرزنش قرار نگیرند.

 بسیاری از مردم در این ماه تبدیل به یک فقره ستادِ امر به معروف و نهی از منکر می‌شوند و شراره‌های «دوزخ» را مثل اژدها می‌فرستند برای آنانی که به این مهمانیِ اجباری نیامده‌اند. دخترانِ نه ساله تا هیجده ساله و پسرانِ نوجوان که باید به مدرسه بروند و در این مهمانیِ اجباری شرکت کنند، شرایط‌‌‌شان از دیگر مهمانان متفاوت‌ترست.

 آن عده‌ای که روزه «کله‌گنجشکی» می‌گیرند و موردِ عفوِ خانواده قرار می‌گیرند، اگر قدرتِ بدنی برای اِمساک از غذا در کل روز را نداشته باشند، در مدرسه هم به علتِ گزارشِ هم کلاسی‌ها مجبورند یا در دستشویی چیزی بخورند یا گرسنه بمانند تا به خانه بروند.

 بدا به احوال دانش‌آموزی که بخواهد روزه‌خواری کند؛ از ملامت و شماتت تا در قعرِ «جهنم» رفتن را باید تحمل کند. هر چند نسل‌هایِ جدید با زمانِ سیاهِ مدرسه ما فرق می‌کنند ولی جو امر به معروف و نهی از منکر یک پدیده‌ی دست نخورده است از زمانِ انقلابِ اسلامی تا به امروز.

در این مهمانی، کودکانِ کار و مردم گرسنه‌ای که کل سال را غذای درست و حسابی نمی‌خورند شاید این ماه را بهتر دَرک کنند، نه از بابتِ افطاری و سحری در حدِّ دو ماراتُن بلکه به خاطر گرسنگی در طولِ روز، پس این فقرا می باشند که در این ماه احساسِ همدردی با مردمِ روزه‌دار می‌کنند نه بالعکس آن.

مهمانانِ خدا که در طولِ روز احساسِ همدردی با فقرا را شاید داشتند ولی کارِ خاصی هم برای آنها نکردند، آماده می‌شوند برای قسمتِ هیجان‌انگیزِ روزه؛ شنیدنِ ربنا تا رویِ سکویِ پرتاب به سفره‌ی افطار شیرجه بزنند. طاعتتان قبول!

Author: منصوره ناصرچیانCreated: 06/03/2017Updated:Category: اجتماعیTags: رمضان

206

https://disqus.com/embed/comments/?base=default&f=tahlil-rouz&t_i=mihmaniye-khooda&t_u=http%3A%2F%2Ftahlilrouz.com%2Findex.html%23!%2Fmihmaniye-khooda&t_e=mihmaniye-khooda&t_d=mihmaniye-khooda&t_t=mihmaniye-khooda&s_o=default#version=5877d19a2375d89d688e97a988aa8ccf

Advertisements

Author: mansourehn

I am freelancer and I was radio producer for five years. I produced 110 radio shows both in English and Persian at CHSR FM from 2010-2015. I have been writing for the think tank of "Tahlil Rooz" daily analysis of news located at the U.S mostly in Persian. I write satire, poetry and news analysis mostly about Iran.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s