مینیونها در جستجوی آرزوی گمشده

نویسنده تحلیل روز شنبه , 11 مارس , 2017  تحلیلستان   بدون نظر

منصوره ناصرچیان /

در جغرافیایی دورِ دور، سرزمینی پهناور بود به نامِ سرزمینِ آرزویِ گُمشده، مینیون‌ها از ابتدایِ آفرینش در این نقطه‌ی جغرافیایی در پشتِ دیوارِ تاریخ پا به عرصه حضور گذاشتند.

آنها از روزِ ازل منتظرِ ظهورِ ترولی غول‌آسا آن هم از نوعِ مذکر بودند که زندگی را برای‌شان آسان کند، چرا که آنها قدرتِ مونثان را همیشه دستِ کم می‌گرفتند. آنها روپوش‌هایِ آزمایشگاهیِ زردی به تن داشتند. مینیون‌ها، موجوداتی عجیب ولی مهربان بودند که از کمک کردن به همدیگر لذت می‌بردند.

آنان آزارشان حتی به تَک یاخته‌ای‌ها هم نمی‌رسید. سرزمینِ مینیون‌ها به دلیلِ حاصلخیزی موردِ چشمداشتِ تنگ‌نظران بود. کم‌کم این سرزمین به دستِ ترول‌ها که اقلیت بودند، در آمد. آنها از سیاراتِ دیگر نیامده بودند بلکه از قلبِ سرزمینِ آرزویِ گُمشده قدرت گرفتند.

پادشاهِ سرزمینِ آرزویِ گُمشده، قدرتِ تخریبیِ ترول‌ها را نادیده گرفت و چنین شد که خود به دستِ آنها واژگون شد. ترول‌ها به دلیلِ نوع پرورش در خانواده‌هایی نامهربان، موجوداتی لُمپَن وزورگو بار آمدند. بعد از رویِ کار آمدنِ سلسله‌ی ترول‌ها، یکی از لُمپَن‌ترین‌ها به نامِ سید ترول به پادشاهیِ سلسله انتخاب شد. هیبت و زورگویی‌اش رعشه بر جانِ مینیون‌ها و حتی ترول‌ها می‌انداخت.

ترول‌ها از روز اولِ سرِ کار آمدن، مینیون‌ها را با پروژه‌ی مهندسی شده‌ای به نامِ انتخابات، سرِ کار گذاشتند. آنها یک پیتِ پلاستیکیِ بزرگ سر کوچه‌ی بُن بَست گذاشتند و به مینیون‌ها گفتند که بروید و به رویِ کار آمدنِ ما آری بگویید.

مینیون‌ها که دچار نوعی سر در گُمیِ تاریخی شده بودند و تحتِ تاثیر هیبتِ رُعب‌انگیزِ سید ترول؛ پادشاهِ سلسله‌ی ترول‌ها، مثلِ رُبات شده بودند شاید کاغذهایی در آن پیت‌ها انداختند و ترول‌ها آن را پیروزیِ نهایی در پیتی خواندند. مینیون‌هایِ زن، روپوش‌های آزمایشگاهی‌شان به یک‌باره و یکدست سیاه شد و کلاهخودی سیاه رویِ سرشان ظاهر شد که در سلسله‌ی پادشاهیِ قبلی حضورش بر سر آنها دل‌خواه بود.

مینیون‌هایِ مرد، مثل طاعون گرفته‌ها از مینون‌هایِ زن جدا شدند. سرزمینِ آرزوی گُمشده در طولِ سالیانِ حکومتِ سلسله‌ی ترول‌ها، حاصلخیزی خود را از دست داد و به کویری لَم یَزرع تبدیل شد. ترول‌هایِ نزدیک به سید ترول از زمین‌هایِ مینیون‌ها، لانه‌های صد طبقه قوطی کبریتی ساختند و با قیمتِ میلیون‌ها پول سیاه به مینیون‌هایِ روبات شده فروختند.

سید ترول هر روز مینیونی را که سر به اعتراض به وضعیت موجود گذاشته بود را از درختی آویزان می‌کرد تا مینیون‌هایِ دیگر از ترس فلج شوند. درخت‌هایِ سرِ گُذَر پر شدند از مینیون‌هایِ آویزان شده و بعضی بر سرِ درخت آنقدر ماندند تا جانِ خود را از دست دادند.

سرزمینِ آرزویِ گم شده برای مینیون‌ها جا کم آورده بود و کم‌کم بعضی مینیون‌ها به مقصدی نامعلوم برای سرنوشتی در پرده ابهام، سرزمینِ خود را تَرک کردند. آنها به سرزمین‌های آبادان رفتند که پادشاهانش، کَسی را به درخت آویزان نمی‌کرد و پیتهای انتخاباتی‌اش درِپیتی نبود.

رفته رفته تکنولوژی جدیدی به سرزمینِ آرزویِ گُم شده از سرزمین‌هایِ حاصلخیز وارد شد. آن تکنولوژی به مینیون‌ها اجازه می‌داد که از پشتِ یک ویترین، موجوداتِ سرزمین‌هایِ دیگر را تماشا کنند. این برای‌شان از ابتدا یک تفریحِ مُفرح بود. از طریق این ویترین آنها توانستند با مینیون‌های رفته از سرزمینِ آرزوی گمشده ارتباط پیدا کنند و روی پنجره‌ی ویترین برایِ هم عریضه بنویسند.

ترول‌ها، سریع خودشان را وسط انداختند و عده‌ای با لباس مینیون‌ها شروع به بر هم ریختن آرامش موقتِ ویترین‌ها کردند. اگر مینیون‌هایی جلسه‌ای می گذاشتند که نقشه برای واژگونیِ سید ترول بریزند، ترول‌های مینیون نما حضور داشتند. آنها در مدتِ کوتاهی توانستند مینیون‌هایِ در جستجویِ آرزویِ گُم شده را به جانِ هم بیاندازند و مینیون‌ها تصور می‌کردند که این یعنی مبارزه با سید ترول. ویترین‌ها چنان سمّی شد که برای دیدنِ مینیون‌های دیگر باید ماسکِ اکسیژن می‌زدند تا دچارِ خفگی نشوند.

حالا سید ترول بعد از گذشتنِ سال‌هایِ نوری از وضعیتِ خفقانِ مشابه در ویترین‌ها با طاعون‌زَدگیِ سرزمینِ آرزویِ گُم شده بسیار مشعوف است. او خودش با ترول‌هایِ دربارش مثلِ تام و جِری به سر و کولِ هم می‌افتند ولی برایِ حفظِ تاج و تخت از هیچ ترول بازی دریغ نمی‌کنند.

مینیون‌هایِ پشتِ ویترین در حال حاضر رهایی از سید ترول برای‌شان از آرزویِ گُمشده به یک امید تبدیل شده و عده‌ای از مینیون‌ها برای فرار از این خفقان هنوز در آرزویِ ظهورِ ترولِ غول‌آسا به سر می‌برند. پاره‌ای از آنها امیدِ توسل به پادشاهانِ سرزمین‌هایِ حاصلخیز برای واژگونیِ سید ترول را دارند و برخی از مینیون‌ها بر این باورند که سید ترول؛ پادشاهِ سلسله ترول‌ها خودبخود از ریل خارج خواهد شد و آنها می‌توانند سرزمینِ خود را آباد کنند و از شرِّ ترول‌ها خارج شوند.

تعدادی نیز هنوز در سودای اتحاد بین مینیون‌ها بدونِ حضورِ ترول‌های مینیون‌نما می‌باشند. ما هم برای مینیون‌ها آرزو می‌کنیم که آرزویِ گُم شده‌شان را پیدا کنند و خود را از خفقانِ موجود در پشتِ ویترین و همچنین در سرزمینِ آرزویِ گُمشده آزاد کنند و فضایِ سمی را عطری بهاری فرا گیرد. مینیون‌ها باید بتوانند ترول‌هایِ مینیون‌نما را از پشتِ ویترین‌ها تشخیص دهند و دست به دست هم سرزمینِ خود را حاصلخیر کنند.

Advertisements

Author: mansourehn

I am freelancer and I was radio producer for five years. I produced 110 radio shows both in English and Persian at CHSR FM from 2010-2015. I have been writing for the think tank of "Tahlil Rooz" daily analysis of news located at the U.S mostly in Persian. I write satire, poetry and news analysis mostly about Iran.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s