گذری بر خاطرات کمپین‌های پناهجویان

نویسنده تحلیل روز سه شنبه , 16 آگوست , 2016   تحلیل رسانه   بدون نظر

منصوره ناصرچیان /
درست چند ماه پس از جنبش مردمی، به تشویق یکی از دوستانِ نادیده‌ی فیس‌بوکی که باهم گروه‌های مختلفی برای فرهنگ‌سازی راه انداخته بودیم، برنامه‌ی رادیویی؛ جنبش مردمی ایران را در ایستگاه رادیویی CHSR FM شروع کردم. تا دو – سه سالی با اسم سرور که اسم کودکیم  بود برنامه را پخش می‌کردم و به تدریج متوجه شدم که اصلاح‌طلبان وابسته به رژیم در شهرم کم نیستند و هر کدام که می‌خواستند مرا به رژیم گزارش داده باشند، اینکار را کرده‌اند و آنها هم  اسم مستعار مرا می‌دانند و هم اطلاعات دیگر را.
(سیستم گزارش دادن جامعه ایرانی در خارج از ایران توسط وابستگان و طرفداران رژیم، از همان سالهای اولیه انقلاب اسلامی شروع شده است و خود مبحثی طولانی می‌طلبد.)
این برنامه به دو زبان انگلیسی و فارسی راجع به تخلفِ حقوق بشر در ایران، هر روز شنبه عصر پخش زنده می‌شد که آن را به صورت پادکست در فیس‌بوک توزیع می‌کردم. در این برنامه با روزنامه‌نگاران، کنشگران و افراد زیادی مصاحبه می‌کردم. این برنامه به هیچ گروه سیاسی و دینی تعلق نداشت و کمک دولتی و مردمی تا اواخر سال ۲۰۱۴؛ پایان این برنامه رادیویی کسب نکرد و کاملا کاری داوطلبانه بود. تنها موردِ حمایتِ مالی توسط دو کنشگرِ آلمانی و دو ایرانی به این برنامه شد که برای جایگزینیِ یک لپ‌تاپ ویروسی شده توسط ارتش گمنامِ سایبری بود. به سازمان‌های حقوق بشری که بعدها متوجه شدم اکثرشان، خط فکریِ اصلاح‌طلبان را دنبال می‌کنند در طی پنج سالِ تولید برنامه، برای کمک مالی، ایمیل‌های زیادی نوشتم ولی از هیچ کدام، جواب مثبت نشنیدم.
شخصی به نام مستعار امانوئل یشوعا برای اولین بار از طریق فیس‌بوک با من تماس گرفت و به معرفی معضلی به نام بلاتکلیفی پناهجویان  اشاره کرد. او مرا در اوت ۲۰۱۰ به کمپین پناهجویانِ ایرانی در یونان معرفی کرد. آن زمان حمید صادقی و وحید فرشباف در آتِن لب‌های خود را به اعتراض دوخته و در اعتصاب غذا به سر می‌بردند. با یکی از پناهجویان که گزارشگر این کمپین بود از طریق اسکایپ مصاحبه تهیه و در برنامه رادیویی پخش می‌کردم. کم‌کم بیشتر برنامه‌های رادیویی به سمت مشکلات بی حد و حصر پناهجویان در یونان، مالزی، قبرس، ترکیه و جلوگیری از دیپورت آنها از کشورهای اروپایی معطوف شد.
کنشگران خارجی که از همان اوایل جنبش به فعالیت‌های حقوق بشری برای ایرانیان دست زده بودند از کمک به پناهجویان دریغ نداشتند و همچنین کنشگران ایرانی غربت نشین کم کم به این موج کمک به هم‌وطنان شتافتند.
چند سال با امانوئل و کشیش رضا دهقان به عنوان یک گروه برای پناهجویان بی‌شماری، کمپین‌های مختلفی تشکیل دادیم. کشیش دهقان از سال ۲۰۰۴ فعالیت حقوق بشری خود را در هلند آغاز کرده  و تا به امروز حدود ۱۰٫۰۰۰ کِیسِ پناهجویان را به سامان رسانده است. ایشان از سال ۲۰۰۹ با امانوئل روی کیس‌های پناهجویی کار کرده و از ۲۰۱۰ به صورت تیمی منسجم سه نفری برای کمک به پناهجویان با هم کار کردیم.
کنشگران ایرانی و خارجی در این کمپین‌ها در سطح گسترده‌ای ما را یاری دادند. کیس‌هایی که برای مصاحبه به من معرفی می‌شد اگر کمک مالی می‌خواستند آنها را به افراد خَیِر معرفی می‌کردم و همچنین رسانه‌های دیگر را نیز در جریان می‌گذاشتم برای پوشش خبری بیشتر، تظاهرات در اروپا و آمریکای شمالی برای دیپورت نکردن پناهجویان از اروپا نیز برنامه ریزی و انجام می‌شد.
من و کشیش دهقان نمی‌دانستیم که امانوئل که برای پناهجویان زیادی تلاش می‌کند خودش آن زمان پناهجو در ترکیه بود و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کرد و هیچوقت برای خودش کمکی درخواست نکرد. اولین بار که در اسکایپ گفت که چه سختی‌هایی را در ترکیه تحمل کرده، زمانی بود که کارش داشت برای آمریکا درست می‌شد و من از اینهمه فداکاریش در شگفت بودم. نام واقعی امانوئل، پشت صفحه؛ «آنها به ما اهمیتی نمی‌دهند» رضا معتمدی بود. مردی که بالاخره بعد از تحمل سختی‌های فراوان در سال ۲۰۱۳ از ترکیه به آمریکا آمد. او حالا مدتی‌ست نمایشنامه‌ی نوستالژیک رادیویی به نام رادیو کوچه شازده در تلگرام به راه  انداخته است.
کشیش دهقان می‌گوید زمانی که در هلند روی کیس‌های پناهجویان کار می‌کرد، گزارش‌هایی در روزنامه‌های هلندی راجع کمکش به پناهجویان به زبان هلندی بوده ولی در رسانه‌های ایرانی تا قبل از زمان پیدایش رسانه‌های اجتماعی، گزارش چندانی از کمک‌های ایشان نبوده است. او سفرهایی به ترکیه برای دیدار پناهجویان نوکیش و دیگر کیس‌ها داشته است. او به زودی برنامه‌ای تلویزیونی در کانادا به راه می‌اندازد.
نام‌های زیادی ناگفته مانده چون از آنها اجازه‌ی کتبی نگرفته‌ام ولی لازم‌ست که از تک‌تک‌شان تقدیر شود. یکی از کنشگران نیکوکار، خانم دکتری ایرانی-آلمانی بودند که با پخش برنامه رادیویی مربوط به پناهجویان بصورت گروه پزشکی برای کمک به یونان سفر می‌کردند و پناهجویان زیادی را چه از لحاظ پزشکی، مالی، اسکان و معنوی حمایت می‌کردند.
اسکایپ محلی بود که بعد از مصاحبه، پناهجویانی که دچار ناامیدی بودند  را به امید تشویق کنم. عده‌ای افسردگی شدید داشتند و نیاز به مشاوره‌ی روانپزشکی. چندین نفر را ارجاع به مشاوران حرفه‌ای دادم و با تعداد زیادی از تکنیک‌هایی که در ورک‌شاپ‌های مختلف یاد گرفته بودم، صحبت می‌کردم. چند جوان زن و مرد که در زندان‌های جمهوری اسلامی مورد تجاوز قرار گرفته بودند را به کر٘ات با حرفهای امیدوارکننده به زندگی تشویق می‌کردم.
عده‌ای همواره از اینکه کارهای نیک گروهی یا فردی در جمع گفته شود آن را ریا می‌دانند و حال آنکه همه برخاسته از جامعه‌ای پنهان‌کار هستیم و با مشاهده فسادهای مالی و اخلاقیِ پنهانی، ترویج کار نیک برای هم‌وطنان را کاری شایسته می‌دانم.
 همواره از خود می‌پرسم چرا اخبار پناهجویان به حاشیه کشیده شد؟ دلیل اصلیش طبق مشاهدات و تبادل نظرهایی که با دست اندر کاران کمپین‌ها داشتم، ناسپاسی و توقعات بی اندازه عده ای از پناهجویان از تعداد معدودی کنشگر از یکسو و ترور شخصیتی همان کنشگران کمک‌کننده توسط آن عده از پناهجویان، بسیاری از افراد نیک سرشت را به انزوا کشاند. در کنار این معضلات، مشاهده پناهجویانی که با کیس‌های تقلبیِ روزنامه نگار، فعال حقوق بشر، نوکیش و حتی همجنس‌گرا سعی در تحمیق سیستم کمک کننده داشته‌اند، هم کیس‌های واقعی را به خطر انداخته‌اند و هم نظر کنشگران برای کمک را تغییر داده‌اند.
هر چند با شرایط اسفناک سیاسی-اجتماعی ایران، هر ایرانی این حق را دارد که به کشور دیگری پناهنده شود، چه کیسی داشته یا نداشته باشد ولی متاسفانه فرصت‌طلبی عده‌ای پناهجو و درخواست‌های نامعقول،  غیر اخلاقی و گاها پر توقعانه، باعث کم رنگ شدن همیاری کنشگران شده است. پناهجویانی که از حداقل یک سال تا حداکثر سالیان سال مجبور به زندگی در کمپ‌هایی با محدودیت‌های زیاد هستند و بعضا اجازه کار ندارند و با شرایط دشواری دست و پنجه نرم می‌کنند، این حق را دارند که از هموطنان‌شان تقاضای کمک کنند. ولی متاسفانه عده‌ای فرصت‌طلب باعث می‌شوند که کنشگران دست به عصا راه بروند.
اکنون در جزیره نائورو، پناهجویان ایرانی در شرایطی غیر انسانی بسر می‌برند و رسانه‌های فارسی‌زبان کمتر به این موضوع پرداخته‌اند و کمک‌های کنشگران کمتر در این مورد دیده شده است. آیا وقت آن نرسیده که همیاری تنها محدود به عده‌ای کنشگر نباشد و هموطنان خود را دریابیم هرچند تجربه‌های تلخی از افراد فرصت‌طلب داریم؟ مسولیت‌پذیری و کمک به هم‌وطنان‌مان اگر سرلوحه‌ی کارمان نباشد، افراد کمک کننده فرسایش می‌یابند و افراد نیازمندِ کمک واقعی در بی‌خبری رسانه‌ای در گوشه‌ای از کمپ‌های پناهجویی به آرامی از یادها می‌روند!
تحلیل-روز-۲-2
Advertisements

Author: mansourehn

I am freelancer and I was radio producer for five years. I produced 110 radio shows both in English and Persian at CHSR FM from 2010-2015. I have been writing for the think tank of "Tahlil Rooz" daily analysis of news located at the U.S mostly in Persian. I write satire, poetry and news analysis mostly about Iran.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s