نظرسنجی: توافقِ هسته‌ای چه تفاوتی در وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد خواهد کرد؟

نویسنده تحلیل روز چهار شنبه , 29 جولای , 2015   توافق اتمی چه تاثیری بر وضعیت حقوق بشر در ایران خواهد داشت؟   9 نظر

تحلیل روز /

log2«تحلیل روز» اخیرا از کنش‌گرانِ سیاسی، مدنی، حقوقِ بشری، نویسندگان، هنرمندان، و دیگر اقشارِ متعهدِ ایرانی خواسته که نظرشان را درباره وضعیتِ حقوق بشر در ایران پس از «توافقِ هسته‌ای» در ۱۰۰-۱۵۰ کلمه بنویسند. به طورِ دقیق، سوالِ تحلیل روز از کنش‌گران این بوده: «به نظرِ شما توافقِ هسته‌ای میانِ جمهوری اسلامی با ۵+۱ چه تفاوتی در وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد خواهد کرد؟» تا بدین لحظه تعدادِ زیادی از کنش‌گران به سوالِ بالا پاسخ داده‌اند. نظرات به ترتیبِ الفبا بر اساسِ نامِ خانوادگیِ نظردهندگان درج شده‌اند. از آنجا که به زودی پاسخ‌های بیشتری خواهد رسید، این نظرسنجی به مرور زمان تکمیل خواهد شد. شما هم می‌توانید نظرتان را برای درج به تحلیل روز بفرستید.

پی‌نوشت: برخی از نظردهندگان پرسیده بودند که چرا پیام‌هایی که فرستاده‌اند کوتاه شده. در جایی که در توضیحاتِ نظرسنجی به طورِ مشخص درخواست شده بود که شرکت‌کنندگان پیام‌های خود را در ۱۰۰-۱۵۰ کلمه بنویسند، برخی از شرکت‌کنندگان پیام‌های ۲۰۰-۴۰۰ کلمه‌ای فرستاده بودند. طبیعی است که این پیام‌ها باید مطابقِ استانداردهای نظرسنجی ویرایش می‌شدند. «تحلیل روز» تلاش کرده در عینِ کاهشِ تعدادِ واژگانِ پیام‌ به میزانِ استاندارد، مفهومِ پیام را حفظ کند. با این وجود، در صورتی که نظردهندگان تمایل دارند پیامِ طولانیِ خود را با واژگانِ خودشان بازنویسی کنند، «تحلیل روز» با کمال میل پیامِ جدید را جای‌گزین خواهد کرد. بدیهی است که در صورتِ لزومْ متن ویرایشِ دستوری خواهد شد.
———

شبنم اسداللهی، کنش‌گرِ حقوق بشر، کانادا

شبنم اسداللهی، کنش‌گرِ حقوق بشر، کانادا

همزمان با جدی‌تر شدنِ مذاکرات هسته‌ای بین جمهوری اسلامی و ۵+۱ و نزدیک شدن به توافق، شمار دستگیری‌ها و اعدام‌ها در ایران به شدت بالا رفت؛ و سکوت ۵+۱ در برابر جنایات جمهوری اسلامی در ایران و خارج از ایران در این بیش از سه دهه به وضوح نشان داد که آمریکا و اتحادیه اروپا جواز قتل و کشتار ملت ایران را دودستی‌ به رژیم جمهوری اسلامی تقدیم کرده‌اند. در حینِ این مذاکرات، حتی سرنوشت چهار گروگان آمریکایی‌ که در ایران به شکل غیرقانونی‌ زندانی هستند نیز در نظر گرفته نشد. این به خوبی ثابت می‌کند که حقوق بشر جایی در این توافق نداشته و نخواهد داشت؛ و غرب کاملا چشمانِ خود را بر روی جنایات رژیم جمهوری اسلامی در ایران بسته؛ و بنابراین از این پس ملت ایران مورد سرکوب شدیدتری قرار خواهند گرفت.
———

منوچهر اصلانپور، نویسنده و کنش‌گرِ سیاسی، نروژ

منوچهر اصلانپور، نویسنده و کنش‌گرِ سیاسی، نروژ

در رابطه با وضعیت حقوق بشر، پس از این جریانِ امضای توافق‌نامه، من بر این باورم که نه در ماهیتِ رژیم است که حقوقِ انسانها را رعایت کند و نه کشورهای غربی روی این مساله حساسیتِ واقعی دارند. کشورهای غربی تنها به منافع خود و نظمِ موردِ توجهِ خود در سطح جهانی، به ویژه مسائل امنیتی و اقتصادی بین‌المللی، حساسیت و توجه دارند. در نتیجه، در ایران هم اتفاقِ چندان عجیبی نخواهد افتاد. البته ممکن است برای فریب دادنِ مردم چند زندانیِ از اصلاح‌طلبانِ حکومتی را آزاد کنند و چند مورد عفوِ قاچاقچیان و بزهکاران در دستور کارِ کوتاه مدت‌شان قرار گیرد. اما در موردِ اندیشه‌ورزانِ و کنش‌گرانِ سیاسی/مدنی، چون فعالیتِ این افراد تهدیدی برای موجودیتِ رژیم است، هیچ‌گونه تغییری نمی‌توان پیش‌بینی کرد.
———

کوروش اعتمادی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد

کوروش اعتمادی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد

توافق جامعه جهانی با رژیم اسلامی پیرامون معضل هسته‌ای تغییری در وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد نخواهد کرد. طمعِ کسبِ میلیاردها دلار سودِ تجاری و احیانا سرمایه‌گذاریِ شرکت‌های خارجی در بازار ایران، باعث خواهد شد که جامعه جهانی چشم بر وضعیتِ حقوق بشر در ایران ببندد. این دروغ بزرگی است که می‌گویند در صورتِ برقراریِ روابطِ تجاری غرب با جمهوری اسلامی، مساله حقوق بشر در ایران بیشتر مورد توجه جامعه بین‌المللی قرار خواهد گرفت. هرگز! در دورانِ تنگناهای سرمایه‌گذاری در ایران، و عدم وجود روابط تجاری سودآور مابین غربیان با جمهوری اسلامی، نقض حقوق بشر در ایران هرگز برای غرب در الویت قرار نگرفت. حال چگونه ممکن است زمانی که قراردادهای چندمیلیاردی دستِ شرکت‌های خارجی در ایران را باز گذاشته و آنها را تطمیع می‌کند، دول غربی به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کنند؟!
———

افشین افشین‌جم، کنش‌گرِ سیاسی و حقوق بشری، کانادا

افشین افشین‌جم، کنش‌گرِ سیاسی و حقوق بشری، کانادا

۱. جمهوری اسلامی از آغاز تاکنون به نفعِ ملت و برای سربلندی و مصالحِ ملیِ ایرانیان‌ عمل نکرده. این رژیم نماینده واقعی مردم ایران نیست.
۲. تفاهم‌نامه وینْ به زیانِ حاکمیتِ ملیِ ایرانیان است. این تفاهم (برجام) برای بقای رژیم و به نفعِ ۵+۱ و نه برای نجات و رفاه مردمِ ایران تدوین شده.
۳. قراردادِ محرمانه‌ی رژیم با آژانس بین‌المللیِ انرژی‌ اتمی می‌بایست برای مردم (نه برای مجلسیانِ غیرِمردمی) شفاف باشد. این حقِ ملت است. اگر قرارداد به نفعِ مردم بود، رژیم با افتخار آن را اعلام می‌کرد (وزارت ارشاد به رسانه‌ها دستور داده که «با تمجید از قراردادِ بی‌نظیر یاد کنید و از آن انتقاد نکنید.»)
۴. جامعه جهانی‌ و مردمِ دنیا به حکومتِ آخوندی اطمینان ندارند (راستی‌‌آزمایی برای همین است). مصیبت‌های امروز، نتیجه‌ی فاجعه‌بارِ ۳۷ سالِ گذشته است. ادامه‌ی رژیم، ادامه‌ی بدبختی و ذلّت است.
۵. راهِ نجاتْ سرنگونیِ رژیم با اسلحه‌ی «نافرمانی مدنی»، تظاهراتِ میلیونی و اعتصاباتِ سراسری است.
۶. جمهوری اسلامی می‌داند که با رعایتِ حقوق بشر سرنگون می‌شود؛ بنابراین، تجربه‌ی ۳۷ سالِ گذشته را ادامه خواهد داد.
———
محمود ایمانی، نقاش و گرافیست، فرانسه

محمود ایمانی، نقاش و گرافیست، فرانسه

این توافقِ هسته‌ای، بیش از مستمسکِ نوظهورِ دیگری برای تثبیتِ رژیمِ جبارِ جمهوری اسلامی نیست. با این وجود، باز هم می‌شنویم که می‌گویند «ایران مهد تمدن است!» متاسفانه طی ۳۷ سالِ اخیر، سازمان‌های حقوق بشری و دولت‌های غربی و حتی بانک جهانی و سازمان ملل، که شرایطِ وحشتناک و بحران‌زای اجتماعی و آزادی‌های فردی، زندان‌ها، اعدام‌ها، اقتصاد و محیط ‌زیستِ سرنگون‌‌شده‌ی ایران را دیده‌اند، و گاه حتی خود شریکِ دوردستِ رژیمِ حاکم بر ایران هم بوده‌اند، کمترین نقشی در بهبودِ اوضاعِ سرزمین‌مان نداشته‌اند. چه افسوسی می‌گیردم وقتی پس از این همه سال، عمر و تلاش حرفه‌ایِ برجسته‌ترین هم‌میهنان را در خارج از کشور باز همسوی کسانی می‌بینم که ریشه‌های بقای‌مان را به بازی گرفته‌اند، و آنجا در کشورمان، هر روز تنانی بر دار می‌گریزند از این ننگِ وامانده بر جا.
——–

ناصر پاکنژاد، کنش‌گرِ سیاسی، هلند

ناصر پاکنژاد، کنش‌گرِ سیاسی، هلند

بعد از توافقِ اتمی، رژیم جمهوری اسلامی، برای ماندگاری‌اش، «اصلاحات»ی در سیاستِ خارجی و داخلیِ خود در دستورِ کار قرار خواهد داد. رژیم قصد خواهد کرد با انجامِ یک سری اصلاحاتِ ظاهری چهره‌ای «دموکراتیک» به خود بدهد و به مردمِ ایران و جهان بگوید که «تغییرِ مواضع» داده و در حالِ گذار به دموکراسی است. بعید نیست رژیم تفسیرِ جدیدی از قوانینِ جزاییِ اسلامی ارائه کند و این قوانین را تا مرحله‌ای که ظاهرا نزدیک به اصولِ حقوقِ بشر باشد تعدیل کند. در موردِ آزادی‌های فردی، بعید نیست که آزادی‌های بیشتری به مردم بدهند و گشتِ ارشاد و منکرات و… را برچینند. اما همه‌ی این اقداماتْ تنها برای فریب دادنِ مردم خواهد بود و به قصدِ در اختیار نگاه داشتنِ قدرت و به یغما بردنِ ثروت ملی ایرانیان!
———

حسین جوادزاده، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد

حسین جوادزاده، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد

تجربه نشان داده که هر وقت كه نظامِ ولايت مطلقه‌ی فقيه با انيرانيان و سلطه‌گران از راهِ «توافق» درآمده، حقوق بشر و حقوق ملی ايرانيان بيش از پيش زير پا نهاده شده است. اين درباره نوشیدنِ «جام زهر» پس از جنگ هم صادق بود، که رژیم در عرض چند روز هزاران نفر از بهترين فرزندان اين مرز و بوم را به جوخه اعدام سپرد؛ امری كه به «كشتار ٦٧» معروف شد. اینک نیز به بهانه‌ی اينكه اين توافق برای «رفعِ تحريم‌ها» خوب است، هر گونه اعتراضی را در نطفه خاموش خواهند كرد؛ که نمونه‌اش را در سرکوبِ اعتراضِ اخیرِ معلمان ديدیم. بديگر سخن، وضعیتِ حقوق بشر و حقوق ملی ايرانيان بعد از این «توافق» بدتر خواهد شد؛ چرا که كشورهای غربی، از آنجایی كه در وضعیتِ بدِ اقتصادی قرار دارند، برای حل کردنِ بحرانِ اقتصادیِ خود چشم بر بحرانِ حقوق بشر در ایران خواهند بست و لام تا كام حرف نخواهند زد.
———

بهیه جیلانی، جامعه‌شناس، فرانسه

بهیه جیلانی، جامعه‌شناس، فرانسه

امید به رعایتِ حقوق بشر توسطِ جمهوری اسلامی رویایی بیش نیست، زیرا که ذاتِ جمهوری اسلامی جنایتکار است. این رژیم «جنایت» را «عبادت» می‌داند. این نظامْ تولیدِ وحشت از طریقِ اعدام و شکنجه و زندانی کردن را وسیله‌ی حیاتِ خود می‌داند. چگونه می‌توان این نظام را ملزم به احترام به حقوق بشر کرد؟ این نشست‌های دیپلماتیک فقط برای باز کردنِ راهِ رژیم است، و ماهیت رژیم را تغییر نمی‌دهد. این نظام به اجبار تن به عقب‌نشینی داد چرا که حیاتِ خود را در خطر می‌دید. با پول‌های آزادشده در پیِ این توافق، جمهوری اسلامی هرآینه بیشتر خواهد تاخت و خدا را بنده نخواهد بود. باید محکم روی دو پا ایستاد و گفت که امیدی به این نظام نیست. هرچه در غیرِ این صورت بکنیم تنها خودفریبی است.
———

بهنام چنگائی، نویسنده و کنش‌گرِ سیاسی، آلمان

بهنام چنگائی، نویسنده و کنش‌گرِ سیاسی، آلمان

اگرچه پدیده «حقوق بشر» دیری است مقبولِ مردمانِ جهان شده است، و امروزه اجرای مصوبه‌های آن در اغلبِ نقاطِ گیتی امری انسان‌پناه، حقوقی و جاافتاده می‌باشد، اما در بسیاری از کشورها به دلیل ساختارهای فاسدِ استبدادی، ایدئولوژیک و به ویژه مذهبی، هنوز هم حاکمیتْ برابریِ انسان‌ها و ملت‌ها را برنمی‌تابد. در جریانِ «توافق هسته‌ای» میان ۵+۱ با جمهوری اسلامی، عملا منافع این گروه ایجاب ‌کرد که با پذیرفتنِ رفتارهای جمهوری اسلامی، که در تضادِ ژرف با حقوق بشر است، کنار آیند؛ چرا که به قصدِ دخالتِ کلانِ اقتصادی در اعماقِ جهانِ فقر و در پیِ کسبِ سود، آنها تنها متمایل به مدیریتِ دیکتاتورهای در تبعیتِ خویش هستند و بس! آنها به تبعِ سودجوئی‌ِ خودشان عملا به رفتارهای خشونت‌آمیز و قوانینِ قضائیِ مذهبی که کاملا ضدبشری هستند صحه می‌گذارند؛ و همچنانکه بارها با چشم بستن بر نقضِ حقوق بشر از دیکتاتورها پشتیبانی کرده‌‌اند، امروز نیز با چشم‌پوشی از نقضِ فاحش حقوق بشر در ایران آشکارا از «داعشِ شیعی» حمایت می‌کنند.
———

حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و کنش‌گرِ حقوق بشر، آلمان

حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و کنش‌گرِ حقوق بشر، آلمان

ممکن است جمهوری اسلامی مانورهای فریبکارانه‌ای بدهد تا به طرف‌های غربی وانمود کند که در زمینه حقوق بشر نیز انعطاف پیشه کرده است؛ به ویژه که غربی‌ها هم نیاز دارند نزدیکی به رژیم را به نحوی برای افکارِ عمومیِ خود توجیه کنند. اما رژیم نه می‌خواهد و نه می‌تواند در زمینه حقوق بشر به طور بنیادی تغییرِ مثبتی صورت دهد، زیرا، اول: ذاتِ رژیم ظرفیتِ «حقوق بشر» را ندارد، چرا که با قضایا بر مبنای «شریعت» برخورد می‌کند. در نگاه حاکمان، مردم به «خودی» و «غیرخودی» دسته‌بندی شده‌اند، و بنابراین از حقوقِ برابر برخوردار نیستند. دوم: «ساختار» رژیم، که بر مبنای قانون اساسیِ منبعث از شریعت، ولایت فقیه، نهادهای موازی با دولت، ارجح بودنِ حفظ نظام بر هر چیزِ دیگر و… شکل گرفته، ظرفیت تغییراتِ بنیادی در این زمینه را ندارد. سوم: هر نوع کوتاه آمدنِ جدی یا تغییرِ بنیادی در جهتِ کاهشِ سرکوب، مردمِ معترض بیشتری را به میدان کشانده و مطالبات آنها را تا سطحِ تغییر رژیم بالا خواهد برد.
———

عباس خسروی فارسانی، کنش‌گر حقوق بشر

عباس خسروی فارسانی، کنش‌گر حقوق بشر

توافق هسته‌ای هیچ بهبودِ ملموسی در وضعیت حقوق بشر در ایران ایجاد نخواهد کرد. البته ممکن است ضرورت حفظ نظام، که برای جمهوری اسلامی «اوجب واجبات» است، باعث برخی بازی‌ها و نمایش‌های دروغین بشود؛ اما کلیتِ جمهوری اسلامی نظامی ضدبشری است، و ماهیتِ آن، که در قانون اساسی‌اش نیز متبلور است، با حقوق اساسیِ انسانی ناسازگاریِ بنیادین دارد. اگر جمهوری اسلامی می‌خواست به حقوق بشر پای‌بند باشد، اصلا نیازی به توافق هسته‌ای نبود. اتفاقا، حتی اگر توافق هسته‌ای به سرانجام و «برجام» به فرجام برسد – که البته احتمال شکست آن هم اندک نیست، با افزایش پیدا کردنِ مطالباتِ لشکرِ آزادی‌خواهان، گرسنگان و تشنگان، جمهوری اسلامی مجبور به سرکوبِ بیش‌تر خواهد شد تا مانعِ سرنگونی خودش – که البته سرنوشتِ محتومِ این رژیمِ ضدبشری است – بشود. در نهایت، سرنگونیِ این نظام دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد؛ و دیر و زود آن هم بستگی به همبستگی یا چنددستگیِ مردم دارد.
———

محمود دلخواسته، جامعه‌شناس و کنش‌گرِ سیاسی، انگلیس

محمود دلخواسته، جامعه‌شناس و کنش‌گرِ سیاسی، انگلیس

کارنامه‌ی استبدادِ حاکم به ما می‌گوید که تسلیم به قدرتِ خارجی همیشه با سرکوبِ داخلی همراه بوده است. این را در جریانِ شکست در جنگِ ایران و عراق و پذیرفتنِ قطعنامه ۵۹۸ دیدیم، که به کشتارِ هزاران نفر از زندانیان و گسترده‌تر شدنِ ترورِ مخالفان منجر شد. همین امر را از زمانِ رئیس جمهور شدنِ آقای روحانی می‌بینیم، که اعدام‌ها سرعت و شدت گرفته‌اند؛ و حال سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید که اگر جمهوری اسلامی به همین ترتیب ادامه بده، تا پایان سال تعدادِ اعدامی‌ها از ۱۰۰۰ نفر خواهد گذشت. دیگر اینکه از آغاز مذاکرات، قصد آقای خامنه‌ای این بود که گفتگو را محدود به برنامه‌ی اتمی رژیم بکند، و در عینِ حال هیچ‌گونه عادی‌سازیِ روابط با غرب و نیز گشایش در درونِ ایران را نپذیرد؛ چرا که این رژیمِ بحران‌ساز باور دارد که باز شدنِ فضای درون همان و سرنگون شدنِ رژیم هم همان. غرب نیز اصراری واقعی برای بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر در ایران ندارد، چرا که همین رژیمِ رام‌شده می‌تواند منافعِ غرب را برایش تامین کند.
———

مظفر رزاقی، مترجم، آلمان

مظفر رزاقی، مترجم، آلمان

من تصدق‌تان گردم. شما دیگر چرا در این بیراهه می‌افتید و «سراب» را «آب» تصور می‌کنید؟! مگر «تسلیمِ» رژیم که عنوانِ گمراه‌کننده‌ی «توافق» بر آن نهاده‌اند در راستای منافع ملی ایران بوده است؟ یعنی نرمش و سر کشیدنِ جام زهر به معنیِ کم شدنِ فشارهاست و دادنِ آزادی به ملت؟! نگرانی و وحشتِ مافیای آخوندی از به خطر افتادن بقای خودش می‌باشد و بس! لذا در بر روی همان پاشنه و روال سابق خواهد چرخید: گشاد دادن در خارج و افزایشِ فشار، تهدید، اعدام و بر باد دادنِ ثروت و منابعِ کشور در داخل؛ درست همانندِ پی‌آمدهای ناگوارِ قبولِ اجباریِ قطعنامه‌ی پایانِ جنگِ بی‌حاصل با عراق.
———

اسعد رشیدی، نویسنده و کارشناس ارتباطات بین‌الملل، سوئد

اسعد رشیدی، نویسنده و کارشناس ارتباطات بین‌الملل، سوئد

دستیابیِ جمهوری اسلامی به سلاحِ هسته‌ای، کنترلِ سیستمِ سیاسی جهانی که در حال گذار از تک‌قطبی به دو یا حتی چندقطبی است را با دشواری روبرو می‌ساخت؛ به همین دلیل هم آن بغرنجِ بنیادی که رژیمِ تهران و قدرتهای بزرگِ جهانی را رویاروی هم قرار داد، عملا پرونده‌ی پای‌مال کردن سیستماتیکِ حقوق بشر در ایران را به پشتِ دیوارِ بلندِ دیپلماسی راند. «منافعْ» اولویتِ همیشگی و «نامتغیرِ» اصلیِ فضای سیاستِ جهانی است. توافقِ جمهوری اسلامی با شش قدرتِ جهانی، در کوتاە‌مدت و به طورِ موقت این رژیم را از خطرِ بندهای ٤١ و ٤٢ فصلِ هفتمِ آیین‌نامه‌ی شورای امنیتِ سازمان مللِ متحد خواهد رهانید. اما این توافق در درازمدت جمهوری اسلامی را چهره‌به‌چهره‌ی مردم و در کشاکشِ مستقیم با مطالباتِ آنها قرار خواهد داد. از این پس برآوردنِ مطالباتِ مردمِ ایران به بزرگترین چالشِ رژیم تبدیل خواهد شد.
———

جهان‌شاه رشیدیان، روزنامه‌نگار و کنش‌گرِ سیاسی، آلمان

جهان‌شاه رشیدیان، روزنامه‌نگار و کنش‌گرِ سیاسی، آلمان

توافق اتمی برای مدتی اصلاح‌طلبان حکومتی را به بیت رهبری نزدیک می‌کند، که نتیجه‌اش یک سیاستِ داخلیِ اعتدالیِ موقت خواهد بود. ممکن است در حدِ سقفِ مطالباتِ اصلاح‌طلبان حکومتی، سانسور، حمله به زنان و تجمعات و… کمی کاهش یابد. اما در درازمدت این تبانی و اعتدال دوامی نخواهد داشت، چون بحران‌های رژیم باعث می‌شوند که بیت رهبری حلقه خود را تنگ‌تر کند، و جنگِ باندهای مافیاییِ رژیم ادمه یابد. از طرف دیگر، رژیم در کلیتِ خود سرکوبگر بوده و هست، و اعتدال تنها یک تاکتیکِ موقت است، و حتی در صورت آرامش نسبی، خشونت و سرکوب علیه مردمِ دربندِ ایران همیشه از سر گرفته شده. به ویژه اگر جامعه جهانی مساله حقوق بشر در ایران را فدای منافع دولت‌های خود کند و فشار بین‌المللی را از روی رژیم بردارد. راه حلِ این معضل، تشدیدِ فعالیتِ آپوزیسیونِ برانداز در خارج از کشور و برجسته کردنِ معضلِ حقوق بشر در ایران خواهد بود تا شاید دولت‌های غربی واکنشی نشان دهند.
———

شاهین سرتیپی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد

شاهین سرتیپی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد

این‌گونه «توافق»ها که جمهوری اسلامی در سیاستِ خارجی با جامعه جهانی می‌کند، از آنجایی که تلویحا «نرمشِ» غرب نسبت به جمهوری اسلامی را هم با خود می‌آورد، به گونه‌ای حکمِ چراغ سبزِ جامعه جهانی به جمهوری اسلامی برای ادامه و تشدیدِ انواع و اقسامِ «سرکوب»ها مثلِ اعدامِ زندانی‌ها و دستگیریِ روزنامه‌نگاران و فعالانِ سیاسی و اجتماعی و سندیکایی را دارد. به پشتوانه‌ی همین «سکوتِ» جامعه جهانی، جمهوری اسلامی حتی همان «حداقل‌»های موجود را هم از شهروندانِ ایران سلب خواهد کرد؛ و به طور کلی فضای خفقانی به جهتِ بقا و اهدافِ رژیم در ایران حکم‌فرما خواهد شد؛ و این وضع ادامه پیدا خواهد کرد تا بحرانی دیگر در سیاستِ خارجی یا «انتخابات»ی دیگر از راه برسد و رژیم باز برای مدتی «نرمش»ی کند و باز روز از نو و روزی از نو. و این چرخه‌ی باطل تا روزی که این رژیم هست ادامه خواهد داشت.
———

مهرداد سیدعسگری، کنش‌گرِ اقتصادی، نروژ

مهرداد سیدعسگری، کنش‌گرِ اقتصادی، نروژ

زمانی می‌شود میان دو پدیده ارتباطِ منطقی برقرار کرد که هر دو در یک بازه‌ی زمانیِ مشخص، رفتاری «همسو» یا «معکوس» نشان دهند. از آغازِ اعلامِ عمومیِ قصدِ جمهوری اسلامی برای کم‌دامنه کردنِ پروژه هسته‌ای، یعنی امری که به «توافق نهایی» شهرت یافت، اگر به شاخص‌های رسمیِ حقوق بشر در ایران مراجعه کنیم، متوجه خواهیم شد که این قصد مثلا در رابطه با مساله‌ی اعدام ارتباطِ معکوس، در رابطه با احکامِ قضایی ارتباطِ معکوس، و در رابطه با برخی آزادی‌های اجتماعی ارتباطِ همسو داشته، و در رابطه با آزادی بیان و مطبوعات خنثی بوده است. نباید فراموش کرد که پروژه‌ی توافقِ هسته‌ای مربوط به مشکلاتِ بین‌المللیِ نظام است، و از طرفِ دیگر، برای جامعه جهانی، در چارچوبِ به خطر افتادنِ امنیتِ بین‌الملل می‌گنجد، که ابزارِ رفعِ تهدیدِ خاصِ خودش را دارد. اما مساله‌ی حقوق بشر در ایران امری ذاتا «داخلی» است، که به خطر افتادن‌اش امنیتِ بین‌الملل را تهدید نمی‌کند. لذا، از این منظر، به تاثیرگذاریِ یک «امر بیرونی» بر یک «امر درونی» اعتقادی ندارم.
———

مجید شهبازخانی، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا

مجید شهبازخانی، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا

متنِ «توافق‌نامه» وین در حقیقت «توبیخ‌نامه»ی فعالیت‌های هسته‌ایِ نامشروعِ رژیمِ ولایتِ فقیه در گذشته و «تسلیم‌نامه‌»ی همین فعالیت‌ها در آینده است؛ و از آنجایی که جمهوری اسلامی در این متن مورد خطاب قرار گرفته، تلاش می‌کند آن را به عنوان «توافق‌نامه» مطرح کند تا بدین‌وسیله بر مشروعیتِ سیاسیِ خود صحه بگذارد. اما این متن، از آنجا که از جانبِ افرادی امضا شده که نماینده‌ی حقیقیِ مردم ایران نیستند، به اندازه‌ی خرجِ جوهرش هم ارزش – از جمله ارزشِ حقوقی – ندارد. موضوعِ اساسی این است که چون بر خلافِ مفادِ بیانیه‌ی «حقوق بشر» در این توبیخ‌نامه و تسلیم‌نامه هیچ توجهی به حقِ حاکمیتِ مردمِ ایران بر سرنوشتِ خود نشده، و نیز به دلیل ماهیتِ استبدادیِ حکومتِ دینی که این توبیخ‌نامه و تسلیم‌نامه به گونه‌ای مشروعیت‌اش بخشیده، نمی‌توان انتظار داشت که این «معامله»ی اتمی تفاوتی در وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد کند.
———

محمود صباحی، جامعه‌شناس، آلمان

محمود صباحی، جامعه‌شناس، آلمان

به کسانی که از مواهب و امیدهایِ آسمانی سخن می‌گویند، نباید اعتماد کرد. بیش از همه، نباید به کسانی اعتماد کرد که از امیدها و مواهبِ فرازمینی سخن می‌گویند اما تمام نیروها و منابعِ سرشار زمینی و زیرزمینی را در چنبره‌ی خود گرفته‌اند. از این رو، اعتماد کردن به نظام جمهوری اسلامی یک خطای جبران‌ناپذیر و زیان‌بار تواند بود، زیرا این نظامِ دو رو و ریاکار در حالی از امیدها و موهبت‌های آن‌جهانی و فرازمینی سخن می‌گوید که خود در کارِ لفت و لیسِ موهبت‌های زمینی و این جهانی است! این نظام در ذاتِ خود یک نقضِ غرض است؛ یعنی تنها ناقضِ حقوق بشر نیست، بلکه ماهیتِ وجودی خود را نیز در هر لحظه نقض می‌کند. بنابراین، بدیهی است که این توافقِ نیم‌بندِ اتمی که از هیچ پشتوانه قابل اعتمادی برخوردار نیست (و گونه‌ای سرهم‌بندی است)، نه تنها وضعِ حقوق بشر را در ایران بهتر نخواهد کرد، که زمینه‌ و فرصتی برایِ نقضِ گسترده‌ترِ حقوق انسان‌ها – و چه بسا حیوان‌ها – فراهم خواهد آورد.
———

زین‌الدین صمدانی، استاد دانشگاه و نویسنده، آمریکا

زین‌الدین صمدانی، استاد دانشگاه و نویسنده، آمریکا

همان‌طور که استادِ عزیز جناب دکتر سهامی می‌فرمایند :حقوق بشر چیزی جز آزادی بیان در طرح مسائل و ریشه‌یابیِ مشکلاتِ اجتماعی و کار و درآمد و مشارکتِ متناسبِ فرد در تشکیلِ دستگاه حکومتِ جامعه‌ی خویش و داشتنِ امنیت در برابر تجاوزهای بی حساب و کتابِ افرادِ دیگر یا حکومت نیست. شالوده‌ی این حقوق اساسا با «حکومت‌ دینی» ناسازگار است. در شاهنامه، جمشید، که دارای «فره ایزدی» است و حکومت‌اش مردمی، از زمانی که به «حاکمِ دینی» تبدیل می‌شود، منیت‌اش علیه مردم آغاز و فره ایزدی از او سلب می‌شود، و بدین ترتیب زمینه‌ی حکومتِ ضحاک آماده می‌گردد. ادیان سامی با قوانین قصاص و برده‌داری و توجیهِ تکاثف و تکاثرِ سرمایه، بهره‌کشی از کارگران، زنان و… با ابتدایی‌ترین حقوقِ انسانی و مدنیِ انسان تضادِ آشکار دارند. طرحِ مساله‌ی اتم، بر فرض که تسلیحاتی نباشد، با مخارجِ هنگفتی که بر گُرده‌ی ملت تحمیل کرده، کجا می‌تواند مطابقِ حقوق بشر باشد؟! بعد از این به اصطلاح «توافق» خواهیم دید که چگونه باز به جانِ مردمِ بی‌پناه بیفتند. حقوق بشر در حیطه‌ی حکومتِ دینی، چه با اتم چه بی اتم، پیشاپیش منتفی است.
———

بهزاد صمیمی، کنش‌گرِ سیاسی، آلمان

بهزاد صمیمی، کنش‌گرِ سیاسی، آلمان

توافقِ هسته‌ای میان اسلامیست‌های شیعی با ۵+۱ پیامدِ مثبتی برای مردم ایران و وضعیت حقوق بشر در ایران نخواهد داشت. این توافق در پی هراس اسلامیست‌ها از قیام مردم بود. جناح‌های مختلف رژیم اسلامی در عمل نشان داده‌اند که فارغ از ادعای «اصولگرایی» یا «اصلاح‌طلبی»، فاقدِ اراده، استعداد و توان اداره‌ی دموکراتیکِ جامعه و رعایت حقوقِ ابتداییِ مردم می‌باشند؛ و برای پیشبرد مقاصد فرقه‌ای-مذهبیِ خود همواره زور و سرکوب را به کار می‌گیرند. دولت‌های تحمیل‌کننده‌ی این توافق، منافعِ سیاسی و اقتصادی کشورِ متبوع‌شان را پیش برده‌اند. یک دولتِ غربی در دعواهای بین‌المللیِ خود با رژیم‌های خودکامه، از طرحِ مساله‌ی نقضِ حقوق بشر توسط این رژیم‌ها به مثابه ابزاری برای فشار بر آنها در راستای «منافع ملی» کشور خود بهره می‌گیرد. نمایندگان واقعی مردم ایران در این مذاکرات شرکت نداشتند. با این توافق، طرفین منافعِ زمان‌مندِ خود را گارانتی کردند. دولت‌های ۵+۱ به اسلامیسمِ شیعی گارانتی دادند که به ازای قراردادهای اقتصادیِ آتی، از درگیری مستقیمِ نظامی با او صرف نظر کنند. مساله حقوق بشر مسکوت خواهد ماند، و رژیم می‌تواند با سرکوبِ شدید چند صباحی بیشتر به حیاتِ نکبت‌بارِ خود ادامه دهد.
———

سیاوش عبقری، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا

سیاوش عبقری، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا

به باورِ من، توافق هسته‌ایِ نظامِ ولايتِ فقيه با كشورهای ۵+۱ تاثيرِ مثبتی روی وضعيت حقوق بشر در ايران نخواهند گذاشت. اگر آپوزيسيونِ آزادی‌خواهْ متشكل و با برنامه می‌بود، شايد می‌توانست از طریقِ رايزنی با كشورهای ۵+۱ از آنها بخواهد تا ماده‌ای در بابِ التزامِ رعايت حقوق بشر در ايران توسطِ جمهوری اسلامی را هم در توافق بگنجانند، كه البته چنين اتفاقی نیفتاد. به عوض، پس از عقدِ اين توافق‌نامه و رفعِ تحريم‌ها علیه جمهوری اسلامی، رژيمِ رانت‌خوارْ منابعِ مالیِ بيشتریِ در اختيار خواهد داشت، كه بخشی از آن را خرجِ خريدنِ حاميانِ داخلی و بين‌المللی و بخشی ديگر را نیز هزینه‌ی سركوبِ جنبش‌های آزادی‌خواهانه و حق‌طلبانه در ایران خواهد کرد. بنابراين، نه تنها وضعيتِ حقوق بشر در ایران بهبودی نخواهد يافت، كه نقض حقوق بشر در ایران شديدتر هم خواهد شد.
———

شهلا عبقری، کنش‌گرِ حقوق بشر و حقوق زنان، آمریکا

 شهلا عبقری، کنش‌گرِ حقوق بشر و حقوق زنان، آمریکا

به نظرِ من توافقِ هسته‌ای نه تنها تفاوتی در جهتِ بهبودِ وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد نخواهد کرد، که آنرا بدتر هم خواهد کرد. اگر کشورهای ۵+۱ دغدغه‌ی رعایتِ حقوق بشر در ایران را داشتند، می‌بایست یکی از شرط‌های‌شان برای مذاکره با جمهوری اسلامی را بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر در ایران قرار می‌دادند، که چنین کاری نکردند. حال، پس از توافق هسته‌ای، که رژیمِ جمهوری اسلامی جامعه جهانی و سرمایه‌دارهایش را با خود همراه کرده است، بیش از پیش دست به قلع و قمعِ مردم و نقضِ حقوق بشر خواهد زد. اصولا انتظارِ رعایت حقوقِ انسانها از رژیمی که به هیچ‌یک از اصولِ موردِ قبولِ جامعه‌ی مدرن پای‌بند نیست انتظاری بیهوده است.
———

علی‌رضا عجمی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد

علی‌رضا عجمی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد

در جریانِ «توافقِ هسته‌ای» میانِ سیستمِ سرمایه‎‌داریِ مسلط بر جهان از یک طرف و استبدادِ مذهبیِ مسلط بر کشورمان از طرفِ دیگر، زورمداران و پول‌مداران دست در دستِ یکدیگر گذاشتند تا به «وضعِ موجود» در ایران تداوم بخشند. با محاسبه‌ی این که سودِ دو طرف در همین «توافق» بود – چرا که در غیر این صورت هیچ کدام قادر به حفظِ «منافع»شان در ایران و خاورمیانه نبودند – هر دو طرف رضا دادند که دعوای بینِ خودشان را «مسالمت‌آمیز» فیصله دهند تا هر کدام بر سرِ جای خود باقی بماند. لذا با کمی تعمق در ماهیتِ استبدادِ ارتجاعیِ حاکم بر کشورمان از یک طرف و غربِ سرمایه‌دارِ تا دندان مسلح از طرفِ دیگر، می‌توانم بگویم که صحبت از «حقوق بشر» پس از این «جام زهر» شوخیِ بی‌محتوایی بیش نیست، هرچند که برخی رسانه‌های وابسته آن را با آبِ طلا بنویسند و برای عوامْ دل‌نشین و خوش‌گوارش کنند.
———

فرهنگ قاسمی، رئیس کمیسیون حقوق بشر فدراسیون مدارس عالی اروپا، فرانسه

فرهنگ قاسمی، رئیس کمیسیون حقوق بشر فدراسیون مدارس عالی اروپا

این پرسشِ شما مرا به این فکر می‌اندازد که نکند امر بر شما نیز مشتبه شده باشد که بعد از مذاکراتِ هسته‌ای وضعیتِ حقوق بشر در ایران بهبود خواهد یافت. در واقع این را اصلاح‌طلبانِ حکومتی و طرفدارانِ روحانی که در زمینه‌ی حقوق بشر «نسبی‌گرا» هستند می‌گویند یا آرزویش را دارند. درست است که در این روزهای اخیر و حتی در هنگامِ مذاکراتْ چند زندانی از میانِ بی‌شمار زندانیانِ سیاسی و مدنی آزاد شدند – که زندانی شدنِ آنها در درجه‌ی اول خود قطره‌ای است از دریای بیکرانِ تجاوزهای جمهوری اسلامی به حقوق بشر در ایران؛ این امر، یعنی آزاد شدنِ چند زندانی سیاسی، هیچ ارتباطی به بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر در ایران به مفهومِ کلیِ آن ندارد و نخواهد داشت.
———

کریم قصیم، نویسنده، کارشناس محیط زیست و کنش‌گر سیاسی، آلمان

کریم قصیم، نویسنده، کارشناس محیط زیست و کنش‌گر سیاسی، آلمان

رژیمِ ولایتِ فقیه، به تجربه‌ی طولانیِ عمرش، هرگاه در سیاستِ خارجی شکستی را پذیرفته، و با امضا گذاشتن زیرِ آن ناکامی/ شکست/ وادادن، آشکار به آن رسمیت بخشیده، و دریک کلام «عطفِ عنان» کرده، همزمان در مسائلِ امنیتیِ داخلی و به ویژه در بابِ حقوق بشر تسمه‌ها را محکم‌تر کشیده است. در این ماجرای اخیر هم به نظر من همین نوع رویکرد را پیش خواهد گرفت. منظورم رنگ و روی نقاشی شده و لعاب‌زده‌ی اولیه – که همیشه با حاشیه‌های تبلیغاتی و هیاهوی نمایشی همراه بوده – نیست. به محض این که روزهای نخست بگذرد، روالی امنیتی با تسمه‌های سفت‌تر را شاهد خواهیم بود. صفِ اعدام‌های طولانی‌تر و سرعت و تناوبِ اعدام‌ها بیشتر خواهد شد؛ و کنترل‌های گوناگون نیز غلیظ تر صورت خواهد گرفت. برخوردِ امنیتی با تظاهراتِ «سکوتِ» معلمان به خوبی تکرارِ این رویه‌ی قدیمی را نشان داد.
———

شیما کلباسی، کنش‌گرِ حقوق بشر، آمریکا

شیما کلباسی، کنش‌گرِ حقوق بشر، آمریکا

در اکثرِ نقاطِ جهان، داشتنِ انرژیِ اتمی مورد نظرسنجی و همه‌پرسیِ آزاد قرار می‌گیرد تا خواسته‌ها و نگرانی‌های شهروندان در آن باره منظور شود. اما ایران کشوری است که دیکتاتوری مذهبی بر آن حاکم است، و افراد از کمترین حقوق انسانی برخوردار نیستند. اقلیت‌های مذهبی و قومی مورد تعارض و تبعیض قرار می‌گیرند و زنان تحت قوانین شریعت از حقوقی مانند طلاق، سفر و حضانت فرزند، مگر در شرایط خاص، محروم هستند. رژیم در سطح بین‌المللی به پشتیبانی از حکومت‌های سرکوبگر و گروه‌های تروریستی و ترور فعالان و روشنفکران مشغول است. فساد اقتصادی و نبود مدیریت مناسبْ کشور را به سوی سقوط برده و محیط زیست را دچار بحران کرده است. چنین رژیمی صلاحیتِ داشتنِ انرژی اتمی را ندارد، زیرا هدفش بهسازی و بازسازی ایران و بهبود شرایط شهروندان‌اش نیست. با نظر به این حقایق، من فکر نمی‌کنم که «توافق هسته‌ای» هم تاثیر مثبتی بر وضعیت حقوق بشر در ایران داشته باشد.
———

علی‌رضا کیانی، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا

علی‌رضا کیانی، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا

به نظرِ من، صِرفِ توافق یا صلح با کشورهای غربی یا تخالُف و خصم با آن‌ها تاثیری در بهبودِ حقوق بشر ندارد، و یا حداقل قادر به ایجادِ تغییراتِ چشمگیر در بیشینه‌سازیِ اجرای حقوق بشر نیست. برای دو سرِ این داستان می‌توان عربستان و کره شمالی را مثال زد. عربستان در کل رابطه‌ای بسیار خوب با کشورهای غربی و خصوصا آمریکا دارد، اما این رابطه کمکی به بهبود وضعیتِ حقوق بشر در آن کشور نکرده است. کره شمالی هم سال‌هاست با دول غربی رابطه‌ای ندارد، اما در عین حال در چاه ویل فجایع حقوق بشری قرار دارد. آنچه می‌تواند به بهبود حقوق بشر در ایران کمک کند، نه صرف توافق یا عدمِ توافق، که طرحِ مسائلِ حقوق بشری در کلانِ رابطه‌ی جمهوری اسلامی با دول غربی است. اینکه چگونه می‌توان این دغدغه را به صورت جدی مطرح کرد، در درجه نخست به تلاش کنشگران ایرانی و در مرحله بعد به عزم دول غربی در حمایت از این اعتراضات برمی‌گردد.
———

حسین لاجوردی، جامعه‌شناس، فرانسه

حسین لاجوردی، جامعه‌شناس، فرانسه

توافق میانِ جمهوری اسلامی با ۵+۱، اگر به نتیجه برسد – که به نتیجه رسیدن‌اش برایم با ابهاماتِ بسیار گسترده همراه است، در مرحله‌ی نخست وضعیتِ حقوق بشر را در ایران به مراتب از آنچه که هست فاجعه‌بارتر خواهد کرد. این «توافق» نه تنها هیچ دست‌آوردی – حتی موقتی – برای مردم نخواهد داشت، که توقعِ آنها را هم بالا خواهد برد؛ یعنی امری که می‌تواند به انفجارهای اجتماعی بیانجامد. دقیقا به همین علت هم هست که شاهدیم خشونت نه تنها در داخلِ ایران بیشتر شده، که اخیرا خبرهایی نیز مبنی بر قصدِ جمهوری اسلامی بر ترورِ مخالفانش در خارجِ کشور به گوش می‌رسد. لازم می‌دانم اشاره کنم که جمهوری اسلامی، بدون داشتنِ سلاحِ هسته‌ای و یا حتی «توهمِ» داشتنِ سلاح هسته‌ای، دیگر جمهوری اسلامی نخواهد بود؛ و به همین دلیل هم معتقدم که این توافق در بلندمدت به نتیجه‌ای نخواهد انجامید.
———

آویده مطمئن‌فر، روزنامه‌نگار و کنش‌گرِ مدنی، کانادا

آویده مطمئن‌فر، روزنامه‌نگار و کنش‌گرِ مدنی، کانادا

توافقِ هسته‌ای میانِ جمهوری اسلامی با ۵+۱ نه تنها تفاوتی در وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد نخواهد کرد که به نظر من به احتمال قوی حتی وضعیت را بحرانی‌تر خواهد کرد. تجربه‌ی سی‌وهفت‌ساله‌ی حکومتِ استبدادِ مذهبی بر ایران ثابت کرده که هرگاه فشارِ سیاسیِ بین‌المللی بر جمهوری اسلامی بالا گرفته و در مقابل به مساله‌ی حقوق بشر کم‌توجهی شده، ما با سرکوبِ بیشترِ فعالانِ سیاسی و اجتماعی و مردمِ عادی مواجه شده‌ایم. حتی اگر جمهوری اسلامی چند زندانی را آزاد کند، ما به هیچ عنوان نمی‌توانیم آن را نشانه‌ی بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر در ایران بدانیم؛ چرا که قانون اساسی جمهوری اسلامی، ولایت فقیه، و طبیعتِ مذهب و ایدئولوژی، خود مغایرِ حقوق بشر است. به طور کل، برای من «بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر» مفهومی ندارد، زیرا حقوق بشر یا نقض می‌شود یا نمی‌شود. وضعیتِ حقوق بشر امری نسبی نیست که بهتر بشود یا بدتر بشود. حقوق بشر نباید نقض شود. والسلام!
———

سیروس ملکوتی، کنش‌گر سیاسی، آلمان

سیروس ملکوتی، کنش‌گر سیاسی، آلمان

در سراشيبیِ سياستی ويرانگرانه و در نقطه‌ای از منهای هيچ، جمهوری اسلامی شكستِ سياستِ سوداگرانه‌ی خود در برابرِ سودایی بس عظيم‌تر از خود را پذيرفت. پذيرفت به تعهدی تن دهد که انسدادی بر آن سراشيبیِ رو به نيستی‌اش باشد؛ و بدین ترتیب ماندگاریِ خود را از طریقِ تمکین به تعهد و مدیریت بر سرانجام يافتنِ آن دمی بیشتر بیمه کند. هيچ سند و هيچ برنامه‌ای به ما نویدِ رفاه اجتماعی و تخصيص یافتنِ ثروت‌های آزادشده به مطالباتِ مردم را نمی‌دهد؛ بلكه شواهد نشان از آن دارند كه پول‌های آزادشده قرار است در اختيارِ گوناگونی‌های رانت‌خوارانه و جنایتکارانه قرار داده شود. سهم مردم از اين «توافق» نه آزادی است و نه فرصت‌های تدبيرشده برا‌ی زندگیِ بهتر. پس در نهایت نه جایی برای هلهله و شادی می‌ماند، و نه پايانی بر تشويش و دلهره متصور است.
———

مریم موذن‌زاده، کنش‌گرِ حقوق بشر، هلند

مریم موذن‌زاده، کنش‌گرِ حقوق بشر، هلند

به شهادتِ آمار و گزارش‌های‌ِ سازمان‌های بین‌المللیِ مدافعِ حقوقِ بشر، پس از نزدیک به گذشتِ یک ماه از امضای توافق‌نامه‌ی هسته‌ای بین جمهوری اسلامی و کشورهای ۵+۱، نقضِ حقوق بشر در ایران همچنان به شیوه‌ای گسترده ادامه دارد. برای نمونه، باید به روندِ افزایشِ اعدام‌ها، اِعمال مجازات‌های خشن مانندِ قطعِ دست و پا، و ادامه‌ی وضعیتِ اسف‌ناکِ زندانیانِ سیاسی/مدنی/عقیدتی توجه کرد. حقیقت این است که نقضِ سیستماتیکِ حقوقِ بشر در ایران، به دلیلِ وجودِ یک حکومتِ ایدئولوژیک و شریعتمدار و دین‌سالار بر سرِ قدرت، کماکان ادامه خواهد داشت؛ و با به روی کار آمدنِ این شخص و آن شخص و با آمدن و رفتنِ جناح‌های «تندرو» و «میانه‌رو»، و همچنین با انجامِ «مذاکرات»ی از نوعِ مذاکراتِ هسته‌ای، نمی‌توان انتظار داشت که حق و حقوقِ مردمِ ایران موردِ استیفا قرار گیرد؛ چرا که این ماهیتِ چنین نظامِ استبدادی و توتالیتری است که مانعِ دستیابیِ انسان‌ها به جامعه‌ای آزاد و باعدالت و مدرن می‌شود.
———

ستاره میهن‌دوست، کنش‌گرِ سیاسی، دانمارک

ستاره میهن‌دوست، کنش‌گرِ سیاسی، دانمارک

با تجربه‌ای که از رژیمِ جمهوری اسلامی داریم، این حقیقت باید به خوبی معلوم باشد که این رژیمِ اهریمنی هر زمان که تحتِ فشارِ سیاسیِ مجامعِ بین‌المللی قرار گرفته، سرکوب را در داخل دو چندان کرده است. با در نظر گرفتنِ این که حقوق بشر «چشمِ اسفندیارِ» رژیم است، و این که اساسِ حکومت اسلامی به فرضِ (محالِ) رعایتِ حقوق بشر از هم پاشیده خواهد شد؛ بنابراین می‌توان گفت که وضعیتِ حقوق بشر در ایران بهتر نخواهد شد. قبل و بعد از «توافق»اش هم حقیقتا فرقِ چندانی نمی‌کند. حقوقِ بشر قبل از و در حینِ مذاکرات نقض می‌شد، حالا هم – چنانکه در این چندروزه شاهد بوده‌ایم – می‌شود، و پس از این هم بیشتر خواهد شد.
———

منصوره ناصرچیان، کنش‌گرِ سیاسی، کانادا

منصوره ناصرچیان، کنش‌گرِ سیاسی، کانادا

رژیمِ دیکتاتوری-مذهبیِ ایران از بَدوِ شکل گرفتن‌اش با حقوق بشر فاصله زیادی داشته است. در دوره‌های مختلفِ تغییرِ ریاستِ جمهوری از «بنیادگرا» به «اصلاح‌طلب» و برعکسْ تفاوتِ چشمگیری نمی‌توان در ساختارِ جامعه و وضعیتِ حقوق بشر در ایران یافت. کمااینکه اصلاح‌طلبانِ حکومتی، با تبلیغاتِ گسترده بعد از جنبشِ مردمی در سال ۸۸، خواستند مردم را قانع کنند که مشکل از رئیس‌جمهورِ بنیادگرا – یعنی محمود احمدی‌نژاد – است؛ و تمامِ نیروی خود را برای خلقِ انواع و اقسامِ بازی‌های سیاسی به قصدِ خاموش کردنِ جنبشِ مردمی و امتدادِ فضای خفقان در ایران به کار گرفتند. «توافق اتمی» هم قاعدتا از این بازی‌های سیاسی مستثنا نبوده؛ و پس از این نیز هیچ تغییرِ چشمگیری در روندِ سرکوبِ کنش‌گران و اجحاف در حقِ اقلیت‌های قومی و مذهبی و ادامه‌ی نابرابریِ حقوقِ زن و مرد به وجود نخواهد آمد. «نظامِ ولایت مطلقه فقیه» و «حقوق بشر» همچون دو خطِ موازی هستند که هرگز به هم نمی‌رسند.
———

محمدرضا یدک، کنش‌گرِ سیاسی، فرانسه

محمدرضا یدک، کنش‌گرِ سیاسی، فرانسه

به اعتقاد من، با توجه به ماهيتِ نظام ولايت فقيه، كه هيچ‌گونه اعتباری برای مقامِ بشر و مفهومِ حقوق بشر قائل نيست، توافقِ هسته‌ای، كه تنها هدفش نجاتِ این نظام از بن‌بستِ اقتصادی و پایان دادن به تحریم‌های قدرت‌های جهانی علیه این نظام بوده، نمی‌تواند تاثیری بر بهبودِ وضعیت حقوق بشر در ایران داشته باشد. چگونه با وجودِ یک دستگاهِ به اصطلاح «قضایی» که گوش‌به‌فرمانِ «نایب امام زمان» است می‌توان انتظار داشت که میرغضبانِ نظام با نگاهی متفاوت از گذشته‌های سیاه با منتقدان و مخالفانِ نظام برخورد کنند؟!

———

حسام یوسفی، کنش‌گرِ حقوق بشر، ترکیه

حسام یوسفی، کنش‌گرِ حقوق بشر، ترکیه

بحران اقتصادی، افزایش بی‌کاری و اخراج کردنِ گسترده‌ی کارگران، پایین آمدن خط فقر، تبعیض جنسیتی، تبعیض مذهبی و قومی، نابرابری جنسیتی و اقتصادی برای زنان، افزایش بی‌سابقه‌ی اعدامِ زندانیان سیاسی و عقیدتی و مجرمین، وجودِ فراوانِ زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌های کل کشور، شکنجه و اعتراف‌گیری از زندانیان سیاسی و عقیدتی و پرونده‌سازی برای آنها، عدم وجود آزادی بیان و انتشارات، سرکوب اعتراضاتِ مدنی و در کل نقضِ آشکارِ حقوق بشر در ایرانْ نشان می‌دهد که پس از توافقِ هسته‌ای وضعیتِ حقوق بشر در ایران بهبود نخواهد یافت. توافق هسته‌ایِ جمهوری اسلامی با کشورهای غربی بر مبنای شکست سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی بوده است. بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر و آزادی‌های فردی و اجتماعی و بهبودِ معیشت مردم در ساختار جمهوری اسلامی توهمی بیش نیست.
———

در همین رابطه:

Advertisements

Author: mansourehn

I am freelancer and I was radio producer for five years. I produced 110 radio shows both in English and Persian at CHSR FM from 2010-2015. I have been writing for the think tank of "Tahlil Rooz" daily analysis of news located at the U.S mostly in Persian. I write satire, poetry and news analysis mostly about Iran.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s