«سندروم استکهلم» در انقلاب اسلامی از خشونت‌خانگی تا جهاد

نویسنده تحلیل روز پنجشنبه , 24 مارس , 2016   تحلیل اجتماعی   2 نظر

منصوره ناصرچیان /

برای این که قدرتِ مخرب یک سیستم دیکتاتوریِ مهندسی شده رابهتر بتوان درک کرد، می‌توان آن را با سیستم مخربِ خشونتِ خانگی مقایسه کرد. در یک سیستمِ بسته خشونتِ خانگی که زن، مرد و گاها کودک زندگی می‌کنند، مردی که فردی قدرت‌گرا با رفتاری خشونت‌آمیز است، زن و بعضی اوقات کودک را با بحران روحی – عاطفی روبرو می‌کند تا بتواند به کنترلِ بیشتر روی آنها دست یابد.

 اگر به روابطِ زناشویی دقت کنیم، هستند زنانی که خشونت مردشان را به حساب عشق می‌گذارند و خود را عاجز از برون رفت از آن رابطه می‌دانند. ضرب‌المثل ها و اصطلاحات قدیمی مثل «سوختن و ساختن» را بهانه کرده و در تله‌ی تقدیر و قضا و قدر به انفعال تن در می‌دهند. زنانی که خشونتِ زبانی، جنسی و فیزیکی را دال بر عشق می‌دانند و وقتی مردشان در زمانی کوتاه رفتار خشونت‌آمیز نشان نمی‌دهد خود را تسکین می‌دهند که شاید این نشانه‌ی دوست داشتن باشد و روابط‌شان رو به تعدیل می‌رود.

این زنان به علت تحقیر شدن و فاصله گرفتن از خانواده و دوستان؛ حمایت معنوی و اعتماد به نفس خود را به مرور زمان از دست می‌دهند و خلاصی از وضیعت برای آنها دشوار می‌شود. بعضی از زنان حتی جان خود را به خاطر خشونت خانگی از دست می‌دهند. البته خشونت خانگی نسبت به مردها هم وجود دارد ولی این نوع در مقایسه با خشونت نسبت به زنان و کودکان از آمار بسیار پایینی برخوردار است.

  باید یادآور شد که خشونت به هر شکلی و از هیچ فردی قابل پذیرش و توجیه نیست و رابطه‌ی عاطفی سالم با خشونت منافات دارد.  این که چرا بعضی افراد در برابر خشونت به انفعال کشیده می‌شوند، مبحثی طولانی می‌باشد و می‌توان در یک نگاه اجمالی به «سندروم استکهلم» یا همان چگونگی پذیرش خشونت خانگی و در بعد بزرگ‌تر، انفعال اجتماعی مردم نسبت به حکومت سلطه‌گرا را تا حدودی دریافت.

سندروم استکهلم پدیده‌ای روانی‌ست که افراد خشونت‌زده؛ به ضاربین، تحقیر کننده‌ها، تحمیق کننده‌ها و حتی قاتلین خود وابستگی عاطفی پیدا می‌کنند. این سندروم هم در میان خانواده‌هایی با مردان سلطه‌گرا، هم در رابطه‌ی زندانی با زندانبانِ خود و هم در یک جامعه‌ی دیکتاتوری در روابط مردم با ناقضین حقوق‌شان به گونه‌های مختلف می‌تواند بروز کند.

در جمهوری اسلامی به دلیل روش‌های مهندسی شده؛ ورودِ خشونت از طریق رسانه‌های عمومی به خصوص صدا و سیما در طیِ چهار دهه‌یی اخیر سعی بر نهادینه کردن و نرمال‌سازی خشونت کرده است. دستگاه‌های شستشوی مغزی از طریق سیستم آموزشی از آوان کودکی در مهدکودک‌ها و مدارس ابتدایی، کودکان را به سمت پذیرفتن سیستم حاکم می‌کشاند.

 سیستمی که برای ناقضان حقوق کودک چه در مدرسه و چه در خانه مجازات محکمی در نظر نمی‌گیرد. ضرب‌المثل‌های غیر منطقی باز در اینجا ظهور می‌کند: «چوب معلم گله…» و اگر کودکی در مدرسه توسط معلم تنبیه فیزیکی یا توهین شود، کمتر والدینی به خود اجازه‌ی مداخله می‌دهد. از طرفی کتاب‌های مدارس از همان اوایل انقلاب اسلامی وارد چرخه‌ی «انقلاب فرهنگی» شدند تا به موازات انقلاب، تغییرِ تدریجی به آن شکلی که خود می‌خواهند را از سنین پایین در نسل‌های بعد از انقلاب به وجود بیاورند.

معماران و مهندسان انقلاب اسلامی به خوبی توانستند که با راه انداختن جنگ به مدت هشت سال درست یک‌سال بعد از انقلابی بنیان‌کن، نمادی از ویرانیِ شهرهای مرزی و تئوری نوجوانان انتحاری را به عمل برسانند. نوجوانانی که در دبیرستان توسط معلمان انقلابی با شستشوی مغزی به جبهه‌های جنگ بدون هیچ یا با کمترین آموزش نظامی جان خود را در کف دست قرار داده و بسیاری از آنان روی مین رفتند یا نارنجک به خود بستند.

وقتی  حسین فهمیده ۱۳ٕساله  که نارنجک به خود می‌بندد و خود را زیر تانک می‌اندازد و روح‌الله خمینی رهبر خود می‌داند، فرهنگ جدیدی پا به ایران می‌گذارد؛ فرهنگ شهادت و راه مستقیم به بهشت.  با همه احترامی که می‌توان برای تمام کشته شدگان در جنگ ایران و عراق قائل شد می‌توان بارها سوال کرد که چرا از خاندان معماران و مهندسان انقلاب کمتر کسی در جنگ بها داد؟ بعد از گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی و جنگ شاهد نسلی هستیم که به خاطر منافع مادی خود به «اصلاحات» دل خوش کرده و از بروز هرگونه جنبش می‌پرهیزد و حتی زندانیان سیاسی اصلاح‌طلب کسانی می‌شوند که از سقوط جمهوری اسلامی می‌هراسند و به دنبال پذیرشِ بد از بدتر هستند.

 این نسل حاصل تناقضاتی‌ست که انقلاب اسلامی با خود همراه آورد. این افراد چشم بر تمام جنایات جمهوری اسلامی بسته و آن را ناجی خود می‌دانند. این گروه به همراه مردمی که دچار انفعال شده‌اند، به نحوی به زندانبانان خود رابطه عاطفی پیدا کرده اند و حتی از مجیز گفتن رویگردان نیستند و در مقابل جمیعت کثیری از مردم هستند که توانسته‌اند از سندروم استکهلم عبور کنند و آماده برای رویارویی با زندانبانان خود باشند.

Advertisements

Author: mansourehn

I am freelancer and I was radio producer for five years. I produced 110 radio shows both in English and Persian at CHSR FM from 2010-2015. I have been writing for the think tank of "Tahlil Rooz" daily analysis of news located at the U.S mostly in Persian. I write satire, poetry and news analysis mostly about Iran.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s