سقوطِ «اخلاقِ اجتماعی» از بدو ورود حکومت اسلامی

نویسنده تحلیل روز سه شنبه , 5 آوریل , 2016   تحلیل اجتماعی   1 نظر

منصوره ناصرچیان /

روابطِ انسانی یکی از مهم‌ترین مناسبات یک جامعه را تشکیل می‌دهد. جوامع دموکراتیک که معیارهای اخلاقی- انسانی در رأس امورشان است به روابط متعادل انسانی بهای ویژه‌ای می‌دهند. سیستم عمومی آموزش آنها از مهد کودک تا پیش‌دبستانی و دبیرستان و دانشگاه، مجهز به آموزش‌های صحیحِ ارتباطات فردی و اجتماعی در قالب بحث‌ها و کارهای فردی و گروهی در فضایی احترام‌آمیز بنا می‌باشد.

 از کودکی، کار گروهیِ به دختران و پسران آموخته می‌شود که با درکِ صحیح از هم‌دیگر می‌توانند ارتباطات سالم داشته باشند و قوانین از ارتباطات صحیح حمایت می‌کند و روابط مغرضانه و متعرضانه را برنمی‌تابد. در چنین جامعه‌ای که آزادی پوشیدن لباس، آزادیِ بیانِ افکار و ادیان در فضاییِ مدنی مهیا می‌باشد، دختران و زنان یاد می‌گیرند که همان‌قدر حق و حقوق دارند که پسران و مردان.

در چنین جوامعی مثل کشورهای خاورمیانه، ایجاد مزاحمت و اجبار برای‌شان جایگاهی ندارد، چون سیستم آموزشی برای آنها توضیح داده است که  تخلف محسوب شده و خاطیان مجازات می‌شوند. روابط انسانی در جامعه‌ای دیکتاتوری مانند ایران اسلامی که در چارچوب بسته‌ی مذهبی عمل می‌شود و جدایی زن و مرد را طبق جنسیت آنها قرار می‌دهد و حضور زن‌ها در اجتماع را خطری برای جامعه مردسالار می‌داند، قوانین مجازات برای مردانِ هنجارشکن و متعرض جایگاه ویژه ای ندارد و چه بسا مردان متعددی با پیشنهادات غیر اخلاقی به زنان حاضر در دانشگاه، محل کار، دادگاه‌های طلاق و در کوچه و بازار بدون نگرانی از مجازات قانونی به کارهای غیر اخلاقی خود ادامه می‌دهند و جامعه را روزبروز نا امن‌تر برای دختران و زنان می‌کنند.

باید به جمع زنان و دختران، ترانس‌جندرها و همجنس‌گرایان را نیز اضافه کرد چرا که آنها در اقلیتی هستند که نه تنها رسما و عرفا شناخته نشده‌اند، بلکه جامعه‌ی مردسالارِ دینی با آنها رفتاری غیر انسانی و غیر اخلاقی دارد و عدمِ حضورِ «قانون» برای احترام به این اقلیت، آنها را در معرض تمسخر بیشتر و آزارهای فیزیکی و جنسی بیشتری قرار می‌دهد چنان‌چه  شریعتِ حاکمه‌ی حاکم نیز حضور این افراد در جامعه را برنمی‌تابد.

جامعه‌ای که نیمی از جمیعت آن دائم در استرس و هراس از شنیدن توهین و تهدید یا لَمسِ فیزیکی بدونِ دلیل و بدونِ رضایت باشند، جامعه‌ای سالم نمی‌تواند باشد. اکثر زنان که مورد تعرض کلامی یا فیزیکی قرار می‌گیرند حتی از بیان آن به نزدیک‌ترین افراد خانواده سرباز می‌زنند چون بیشتر مورد نکوهش قرار می‌گیرند و حمایت چندانی چه از طرف مردان و چه زنان خانواده‌شان نمی‌شوند و به عنوان مثال اکنون می‌توان به این مورد در ایران اشاره کرد که اگر زنی در خیابان مورد مزاحمت مردی قرار گیرد، در کوتاه‌ترین راه هنگامی‌که به یک پلیس مراجعه می‌کند جوابی که می‌شنود این است که خانم «وضعِ» خودت را درست کن!

روابط انسانی  براساس اخلاق‌مداری‌ست که سلامت جامعه را تضمین می‌کند. وقتی کودکان از مهد کودک و دبستان از آموزشِ عمومی برخورد احترام‌آمیز  از دید جنسیتی با جنس مخالف برخوردار نیست، وقتی به سنین جوانی می‌رسند با بن‌بست‌های رفتاری نسبت به جنس مخالف مواجه می‌شوند. آمار بسیار بالای طلاق در دو دهه‌ی اخیر نشان از عدم فراگیری ارتباطات صحیح بین زن و مرد دارد.

تحلیل روز ۱

 از یک‌طرف زنانی که هیچ‌گاه حاضر به داشتن رابطه‌ای با مردان تا قبل از ازدواج نبوده‌اند به چشم می‌خورند و از طرفی دیگر چند رابطه داشتنِ هم‌زمان داشتن یک پدیده شده، که برای هر دو طیف روابط ناسالمی به حساب می‌آیند. نه رابطه نداشتن با جنس مخالف، نامش را می‌توان حُجب و حیا گذاشت و نه رابطه‌ی جنسی با چند نفر هم‌زمان را می‌توان نمونه‌برداری صحیح از مدرنیته نامید.

موضوع ارتباطات انسانی نه تنها در ازدواج بلکه در گوشه گوشه فعالیت‌های اجتماعی به چشم می‌خورد. به طور کلی در کارهای گروهی اکثرِ ایرانیان دچار معضلات فراوانی هستند و برقراری رابطه‌ی صحیح برای اکثر آنها دشوار می‌باشد. نظام دیکتاتوری-مذهبی از بدو ورودش، سرمایه‌گذاری‌های زیادی برای شکستن روابط انسانی انجام داده تا از یک‌سو روابط گروهی را انجام ناپذیر کند و هم‌چنین این‌که مردم نتوانند از گروه‌های مذهبی و سیاسیِ مختلف با هم گفتمان مدنی برای حل معضلات‌شان پیدا کنند و راهی برای انقلابی دیگر داشته باشند.

از سوی دیگر بیمارگونه بودن روابط بین زن و مرد باعث می‌شود که زنان و مردان به جای هم‌دل بودن، دایم به همدیگر یا به عنوان ابزار جنسی نگاه کنند یا به عنوان دشمن در دو جبهه‌ی متفاوت. جمهوری اسلامی به خوبی می‌داند بذر نفاقی را که ۳۸سال پیش در دلِ جامعه‌ی مدنی کاشته با جدایی زن و مرد در سیستمی مردسالارانه و ایجاد ناامنی در روابط انسانی، حالا به درختی کریه و تنومند تبدیل شده که مردم را از منظرِ جنسیتی نگاه کرده نه از دید انسانی.

مردمِ فرهیخته‌ی ایران که سال‌هاست به فکر برون رفت از این معضل اجتماعی-سیاسی هستند با احیای روابط انسانی که بر پایه‌ی اخلاق‌مداری‌ست به نبرد با دیکتاتوری-مذهبی برای آزاد کردن زنجیرهای اسارت خود  باید بروند که اصلی‌ترین عاملِ انحطاط و سقوطِ اخلاقیاتِ اجتماعی است.

Advertisements

Author: mansourehn

I am freelancer and I was radio producer for five years. I produced 110 radio shows both in English and Persian at CHSR FM from 2010-2015. I have been writing for the think tank of "Tahlil Rooz" daily analysis of news located at the U.S mostly in Persian. I write satire, poetry and news analysis mostly about Iran.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s