سفره‌ی بی «سین» و تنگ بی آب و ماهی ، اینجا شعبِ «ابیطالب»

نویسنده تحلیل روز دوشنبه , 21 مارس , 2016   تحلیلستان   1 نظر

منصوره ناصرچیان /

در روزگارِ عصرِ مدرنیته ، یکی هست که خود را هشتاد میلیون به حساب آوردندی، و خود را رهبری فرزانه بخواندندی و جملگی نزدش یک رای محسوب بشدندی و برای خود خلافتی شیعی بگستراندندی و خدم و حشم بسیار فراهم بکردندی. سرزمینی از جمع اضداد که مردمانش علاوه بر این که مسخ شدندی، دود از کله‌شان نیز بلند شدندی. آنها در زندانی به بزرگیِ سرزمین‌شان روزگار به ناخوشی بگذرانندی.

جمهوری اسلامی که در کنار هم زورکی چپانندی، تمامیت اسلامی بودندی و جمهوریت بگریختندی و گاه کمپینی یواشکی تقدیم مردم بکردندی و آنها را با بی‌حجابیِ یواشکی چند دقیقه‌ای در ملا عام به اوج خوشبختی برساندندی و گاه هم کمپینی نَرم و خزنده به اسم حیوان نیازاری عَلَم بکردندی و دل حیوان دوستان را به دست بیاورندی.

از برکاتِ مسلمِ خلیفه‌ی حاکمِ شیعیستان تقابل و جدال با فرهنگِ کهن آن مردمان بودندی تا آن را به صبغه‌ی  کوفی بیامیختندی، و در این راستا  تور خود را برای ماهی قرمز نیز پهن نمودندی تا آن را در یکی از اقداماتِ ضد فرهنگیِ خود صید بکردندی. البته هدف از سفره هفت سین با ماهی قرمزِ زنده این نبودندی که تنها چند روز آن را در تُنگِ تَنگ نگهدارندی و بعد در سطل آشغال بیاندازندی،این تنها هدفی سمبلیک برای تقدیر از زندگی بودندی که بایستی بعد از برچیدن سفره‌ی هفت سین، ماهی را در رودخانه رها بکردندی.

اگر تنگ بلور حکم زندان برای ماهی قرمز را داشتندی پس لزوم زندان بر سر سفره‌ی اخته شده‌ی بی «سین» چه بودندی؟ سفره روحانی برای رضای دل مردم که نه حداقل برای رضای دل اصلاح‌طلبان یک «ص» صابونی اصلاح‌پسندانه نداشتندی و برای دل صواب‌پسند اپوزیسیون برانداز از یک «ث» ثواب‌پسند برخوردار نبودندی.!

 این سفره‌ی هفت سین خالی‌تر از جیب جمیعت بیش از ۳۰ میلیون ایرانی زیر خط فقر، نه تنها سین نداشتندی که شبیه سجاده‌ای در قبرستان بقیع با تنگی بی آب نشان از قحط‌سالیِ شعب ابیطالب و قابی سیاه از دو ضحاک ماردوش، یکی زنده و یکی مرده و یک جلد لوح محفوظ را شامل شدندی و سجاده‌ای به رنگ بنفشِ کتک خورده بودندی.

با فرا رسیدن نوروز باستانی، فردی با اندیشه‌ی اهریمنی که کشور را ارث پدری خود پنداشتندی به مردم فتوا بدادندی که همچین نوروز هم چیز واجبی نبودندی و جنبه‌ی اسلامی نداشتندی پس مردم باید شاکر باشندی که آن را حرام اعلام نکردندی و گرنه که سر سفره‌ی هفت سین، پهن کردن هفتاد شینِ شلاق برای صاحبان سفره‌ها عیدی می‌گذاشتندی!

بعضی اوقات از «ناشکری» ملت، اسفناج بر سر سبز شدندی که این همه «رافت» اسلامی بر سرتان گذاشتندی، دیگر چه مطالبه‌ای دارندی؟ القصه در همین اثنای نجات ماهیان قرمز از زندانِ تنگ بلوری، برخی دست‌فروشان که ماهی قرمز با تضمین می‌فروختندی،جنازه‌ی ماهی تحویل می‌گرفتندی و یک جاندار؛ زنده تحویل می‌دادندی که تجارت بی ریای‌شان آلوده به نیرنگ نباشندی.

البته تغییر اصولی بعضی سنت‌ها لازم بودندی، ولی ملت امحای سنت‌های فرهنگی-باستانی توسط حکومت دیکتاتوری-دینی را بر نمی‌تابندی. اگر روحانی قلب منورش برای یک ماهی قرمز؛ بنفشِ کبود می‌شوندی و تلاش برای آزادیِ ماهی قرمز از زندانِ تُنگِ بلورین کردندی آیا چنین رفتاری را با زندانیان گرفتار در طناب اعدام اعمال بفرمودندی؟

Advertisements

Author: mansourehn

I am freelancer and I was radio producer for five years. I produced 110 radio shows both in English and Persian at CHSR FM from 2010-2015. I have been writing for the think tank of "Tahlil Rooz" daily analysis of news located at the U.S mostly in Persian. I write satire, poetry and news analysis mostly about Iran.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s