«دایی جان ناپلئون» و توهمِ توطئه‌ی انگلیسی

نویسنده تحلیل روز یکشنبه , 15 ژانویه , 2017   تحلیل رسانه   بدون نظر

منصوره ناصرچیان /

فرصتی دست داد تا مجموعه تلویزیونیِ «دایی جان ناپلئون» را برای اولین بار نه بر روی تلویزیون ِآنالوگِ «شاوب لورِ نسِ» مبله‌ی زمانِ شاه در خانه‌ی پدری که از طریقِ تلفنِ هوشمندِ دیجیتالی با ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر فاصله تقریبی از خانه‌ی پدری در یوتیوب تماشا کنم.

طنزِ تلخ و نافذِ آن را به عنوانِ روزنامه نگاری که ژانرهایِ مختلف از جمله نوشتنِ طنز را تجربه کرده‌ام، به غایت ستودم. ایرج پزشک‌زاد با رمانی به همین نام، جامعه‌ی ایرانِ قبلِ از انقلاب را به شیواترین طنزی به نقد می‌کِشَد.

جامعه‌ای که توهم توطئه‌ی انگلیسی در آن بعد از انقلاب، شدت و حدتی وصف ناشدنی به خود می‌گیرد. ایرج پزشکزاد در سال ۱۳۴۹ طنزِ «دایی جان ناپلئون» را به رشته‌ی تحریر در می‌آورد و در سال ۱۳۵۵، درست دو سال قبل از انقلابِ ویران‌گرِ اسلامی؛ «دایی جان ناپلئون» به صورتِ مجموعه‌ی تلویزیونی با اجرایِ بی‌همانندِ زنده‌یادان؛ پرویز فنی‌زاده در نقش مَشِ قاسم و غلامحسین نقشینه در نقشِ دایی جان ناپلئون و افرادِ برجسته‌ای چون پرویز صیاد در نقشِ اسدالله میرزا روی صفحه تلویزیون میلیون‌ها ایرانی می‌رَوَد.

ناصر تقوایی، کارگردانِ این مجموعه تلویزیونی همچون بهرام بیضایی بعد از انقلابِ اسلامی به علتِ کارهای خلاقانه و بی‌بدیلش موردِ اقبالِ جمهوری اسلامیِ فرهنگ‌ستیز قرار نمی‌گیرد، هرچند در این سال‌ها فیلم‌هایی نیز می‌سازد.

مجموعه‌ی تلویزیونیِ «دایی جان ناپلئون» بعد از انقلاب، مثل بسیاری از کارهایِ هنری-فرهنگیِ زمانِ شاه از دیدِ مردم پنهان می‌شود تا یک ملت، رفته‌رفته فرهنگِ خود را فراموش کند و با کارهایِ ضدِ فرهنگیِ جمهوری اسلامی چنان تطبیق کند که پیشینه‌ی خود را لابلایِ پروپاگاندایِ تروریستیِ شیعی-نظامی از دست بدهد. مجموعه‌ی تلویزیونی با نمایی از خانهِٔ امین‌السلطان (که در دوره قاجار ساخته شده و حالا در مالکیت شهرداری می‌باشد.) شروع می‌شود و راوی؛ هوشنگ لطیف‌پور با صدایِ گیرایی، بیننده و شنونده را به پستوهایِ نوستالژیکِ تاریخی-اجتماعی می‌بَرَد. او از شخصیتِ دایی جان ناپلئون و شباهت‌هایش به ناپلئون بناپارات، امپراطورِ فرانسه می‌گوید و تنها کمبودش را دشمنیِ دایی جان ناپلئون با انگلیسی‌ها بر می‌شمارد که آنهم با قوه‌ی تخیلش خود را همانند ناپلئون بناپارات در آرایش نظامی‌اش در جنگ‌ها می‌دانَد و جنگ‌هایِ مَمَسنی و کازرون که در دوره‌ی خدمت نظامش در فوجِ قزاق‌ها به فرماندهیِ کُلُنِل لیاخوفِ روسی بوده را چنان طنزپردازانه با توهم از انگلیس ستیزی‌اش دَم می‌زند و مَش قاسم نیز در این نبردهای تخیلی با او همراه می‌شود که دایی جان ناپلئون بر توهمِ انگلیسی ترسیش روزبروز افزوده می‌شود.

این توهمِ بیمارگونه دست مایه‌ای برای شوهر خواهرِ او می‌شود تا به اصطلاح مثل انگلیسی‌ها از پشت به او خنجر بزند تا جایی که طنز از جدالِ خانوادگی به اوجِ خود می‌رسد. بیننده خود یا اعضای فامیل و خانواده خود را می‌تواند میان یکی از شخصیت‌هایِ «دایی جان ناپلئون» به راحتی پیدا کند. شخصیتهایی که دور و بَرِ مان از کودکی زیاد دیده‌ایم.

شخصیتِ چشم‌چرانِ اسدالله میرزا و متلک‌هایش به زنانِ فامیل و اصطلاحاتِ سکسیمی که دائم بکار می‌برد، طنز داستان را به غایت واقعیت‌گرایانه می‌کند. از بالا نگاه کردنِ خانواده‌ای از بقایای شاهزادگانِ دوله‌ها به بقیه‌ی قشرِ جامعه، واقعیتی تلخ و تکراری در جامعه ایرانِ پس از انقلاب با شدتی بیشتر و از نوعی دیگر می‌باشد، اینبار به جای شاهزاده‌ها، آقازاده‌هایِ آخوندها و وابستگانِ جمهوری اسلامی از بالا به پایین به ملت که آنرا به امت اسلامی تبدیل کرده اند، نگاهی تحقیرآمیز می کنند.

ایرج پزشک‌زاد در این طنز به صورت یک جامعه‌شناسِ متبحر جلوه می‌کند که با جسارتش در دیالوگ‌ها، ترسی از به نقد کشیده شدن در شکستن تابوها ندارد. ناصر تقوایی نیز با کارگردانیِ بی‌نظیرش، جلوه‌های نظری و بصری را با بازی هنرمندانه تَک تَکِِ هنرپیشگانِ توانا چه اصلی و چه فرعی به یک کارِ فرهنگیِ ماندگار تبدیل می‌کند.

در پایان، دیدن این مجموعه تلویزیونی را به خوانندگانِ «تحلیل روز» با نگاهی نقادانه پیشنهاد می‌کنم تا دریابیم که با توهمِ  توطئه و دوری از واقعیات نمی‌توانیم یک رژیم ترس‌پرور را از سرزمینِ مادری بیرون کنیم. جامعه باید فکر کند و مشکلاتش را با خِرَدِ جمعی حل کند نه با توهمِ توطئه انگلیسی‌ها! ناصر تقوایی می‌گوید؛ جامعه‌ با فرهنگ یعنی یک جامعه‌ی سلیقه‌دار. سلیقه، فقط مد و لباس نیست بلکه روابط اجتماعی و حتی رانندگی را هم دربر می‌گیرد. جامعه‌ی عقب‌افتاده یعنی جامعه‌ی بی‌سلیقه و ما اکنون به یک جامعه‌ی ضد سلیقه تبدیل شده‌ایم که آن هم از تولید نشدن فکر در پی سانسور ایجاد شده است.

Advertisements

Author: mansourehn

I am freelancer and I was radio producer for five years. I produced 110 radio shows both in English and Persian at CHSR FM from 2010-2015. I have been writing for the think tank of "Tahlil Rooz" daily analysis of news located at the U.S mostly in Persian. I write satire, poetry and news analysis mostly about Iran.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s