انقلاب اسلامی، از ماه تا چاه!

نویسنده تحلیل روز دوشنبه , 23 می , 2016   تحلیلستان   بدون نظر

منصوره ناصرچیان /

 آن ناجوان‌مرد آمد، او با طناب‌های زیادی آمد، او طناب را دوست داشت نه برای تاب‌تاب عباسی بلکه برای دور گردن‌انداختن آدم‌هایی که دوست‌شان نداشت. آن مرد با ابروهای پاچه بزغاله‌ایش که همیشه سُگُرمه‌هایش در هم بود. او تقریبا از 98 درصد مردم ایران بدش می‌آمد یا به عبارتی متنفر بود. چون یا کُرد بودند یا لر یا تُرک یا سنی یا ارامنه یا یهودی یا بهایی یا سیاسی یا زن، اصلا معنی نمی‌دهد که نصف جمیعت ایران، زن باشند چون به تنهایی بدون اجازه‌ی پدر یا همسر باید غاز بچرانند. بالاخره دلایل زیادی وجود داشت که آن نا‌جوان‌مرد یا همان عَمام از اکثر ایرانی‌ها متنفر باشد و از آنهایی‌که متنفرتر بود در دادگاه صحرایی مجازات‌شان می‌کرد و طناب دور گردن‌شان می‌انداخت.

او سازنده‌ی «دوران طلایی» بود که کماکان تاریخ از ثبتش شرم دارد، دورانی که «شیخ شجاع و میر محبوب» برای برگشتن به آن حتی در حصر خانگی گریبان چاک می‌کنند. عمام است دیگر و آرمان‌هایش که مثل مُهر نماز چسبیده به پیشانی خادمان انقلاب اسلامی و چون بختک بر سر ایران و ایرانی. مگر می‌شود آنانی که از «برکت» همنشینی با عَمام از فرش مندرس شده به عرش امپراطوری رسیدند «دوران طلایی» را دوباره نطلبند؟

آیا «کرامات» امام تنها طناب‌بازی‌ا‌ش بود؟ خیر! ایشان رساله هم نوشتند که از انواع پورن با نوزاد شیرخوار تا حیوانات در آن به خوبی تشریح شده است و حتی  زلزله هم پیش‌بینی کرده که اگر پسری بر عمه‌اش افتد و  عمه در حال لغوه‌ی زمین باردار شود، حکم آن بچه لغو ه‌ای چه خواهد بود؟ حلالش می‌داند! البته این فتوای «فیلسوف مابانه» را به عَمامِ امت نسبت داده اند تا از ارزش اجتهادی ایشان بکاهند حال آنکه این فتوای محیرالغقول که به عقل جن هم نمی‌رسداز «علامه مجلسی» هست که تخصص‌شان ظاهرا بیشتر از عمام بوده ولی عمام در مساله ۲۳۹۵ رساله‌ی وزین خود که هر بار تجدید چاپش کم و زیاد می‌شود! برای عمه فرموده‌اند: اگر با دختر عمه یا دختر خاله‌ی خود ازدواج نمایید و پیش از آن که با آنان نزدیکی کنید با مادرشان زنا صورت گرفته باشد، عقد آنان اشکال ندارد.

عمام و پسروان و پیشروانش می‌دانستند عمه چقدر فحش خورش مَلَس هست و برای همین او را مورد تفقد قرار می‌دادند. تا این حد عمام به مسائل ماورا انسانیِ شرعی دقت داشتند. عَمام خیلی سواد حوزه‌ایِ خود را دوست می‌داشت چون در حوزه در زمینه آداب اسلامیِ پورن کاملا باید به درجه اجتهاد برسند تا چنین رساله‌ای را بنویسند که از انواع پریود زنان تا انواع غسل‌ها تا باطل شدن وضو با وزش بادهای مختلف و انواع رویم به دیوار، جماع با چرنده، پرنده و هر جانداری پرده‌برداری کنند.

اجتهادِ عَمام با رافت اسلامی عجین بود، بدین ترتیب که اگر مردی با خر یا گاو  جماع کند، گاو نگون بخت شیرش حرام می‌شود و حتی باید آن مرد گاو را از شهر بیرون ببرد و بسوزاند که از «کرامات» دیگر آن عَمام در رافتش با حیوانات بود. او همچنین  علم «لَدُنی» دارا بود  و ارتباطش با عالَمِ غیبی که ظاهرا مثل مرد نامرئی هر وقت اراده می‌نمودند، غیب می‌شدند و ملت را به تیر غیب دچار می‌کردند.

ایشان بدون اینکه از علم نجوم با خبر باشد و در عمر پرنفرتش به ناسا سری زده باشد، با چهارصد و پنجاه کلمه فارسی توانست فضانورد شود و با عمامه و لباده سر از کُره‌ی ماه در بیاورد، به قسمی که اکثر ایرانیان دوره‌ی «طلایی» با چشم‌های خود آن هم در روز روشن عَمام فضانورد را حکاکی شده روی کره ماه دیدند با همان سُگُرمه‌های عبوس و در هم و ابروهای پاچه بزغاله‌ایش!

او حتی معراج پیامبر اسلامش  را با اینکار محیرالعقولش در جیب دراز عبای خودش گذاشت و دِلنگ دِلِنگ‌کنان عروج کرد. او با گفتن «ف» فضایی شد و با گفتن «ج» در جماران فرود آمدند. شاید از شدت نمازهای شبش بود که در خواب عروج می‌کرد و در بیداری ملت را تا قعر جهنم هبوط می‌داد.

او که برای خودش یکپارچه فضانورد شده بود تصمیم گرفت غواصی پیشه کند و از ماه به ته چاه برود و با امام زمان فراری فرازی دیدار داشته باشد. طی‌الطریق عجیب عَمام باعث شد که انقلاب اسلامی را وایرلِس وصل کند به انقلاب مهدی. از فاصله‌ی ماه تا چاه، طرفداران عمام و دوران طلایی‌ا‌ش حسابی سنگ تمام برای شستشوی مغزی و خرافی کردن مردم گذاشتند تا ایران را به ته چاه قرون وسطی بکشند.

از خصایص دیگر عمام که آن هم از نفرتش به ایرانیان سرچشمه می‌گرفت تفرقه‌انداختن بین مردم بود. او تفرقه دوست می‌داشت و زیر آبی آن را به دشمنان تخیلی منتصب می‌کرد. عمام خطبه‌ی عقد دین و سیاست را در آسمان‌ها خواند تا زمین ایران را به آتش بکشاند که ثمره‌ی این ازدواج شوم فرزندان نامشروع زیادی بود که اکنون مشاهده تجربی‌اش موجود است.

فقر، فحشای اسلامی با نامِ صیغه، حراج زنان و دختران به کشورهای هم‌جوار، عفاف‌خانه‌ی اسلامی در جوار امام رضا، اعتیاد چند میلیونی، کارتن خوابی رو به افزایش، کودکان کار در حجم زیاد، تنها یکی از فرزندان نامشروع و قلدر این ازدواج نامیمون، جدایی بود؛ جدایی زنان از مردان، جدایی «بی دین‌ها» از دین‌دارها، جدایی شمال شهری‌ها از جنوب شهری‌ها، جدایی تهرانی‌ها از شهرستانی‌ها، جدایی خارج‌نشین‌ها و داخل‌نشین‌ها.

بلندیِ دیوار جدایی‌ها تا کُره‌ی ماه بالا رفت و ملتی شدیم دور از هم، آن‌قدر دور که به جای جنگیدن با دشمن اصلی خود که عمام و پیروانش باشند شروع کردیم به جنگیدن باخودمان! از فضائل عمام هر چه گوییم کم است، عَمام را هم هر لحظه با خود زمزمه کنید و نگویید تکرارست، که مبادا فراموش کنید با من و تو و ما چه‌ها نکرد. . .

تحلیل-روز-۲-2

Advertisements

Author: mansourehn

I am freelancer and I was radio producer for five years. I produced 110 radio shows both in English and Persian at CHSR FM from 2010-2015. I have been writing for the think tank of "Tahlil Rooz" daily analysis of news located at the U.S mostly in Persian. I write satire, poetry and news analysis mostly about Iran.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s